asemaneshab asemaneshab .

asemaneshab

سرعت نور چقدر است؟

سرعت حركت نور در خلاء دقيقا ۲۹۹۷۹۲۴۵۸ متر (۹۸۳۵۷۱۰۵۶ فوت) در ثانيه، تقريبا معادل ۱۸۶۲۸۲ مايل در ثانيه است. سرعت حركت نور يك ثابت جهاني است كه در معادله‌ها به‌ عنوان c يا سرعت نور شناخته مي‌شود. بر اساس نظريه نسبيت خاص آلبرت انيشتين كه بيشتر فيزيك نوين بر مبناي آن است، هيچ چيز در جهان نمي‌تواند سريع‌تر از نور حركت كند. بر اساس اين نظريه، با نزديك شدن ماده به سرعت نور، جرم آن بي‌نهايت مي‌شود. بنابراين، سرعت نور به‌عنوان محدوديت سرعت در كل جهان شناخته مي‌شود.

طبق گزارش موسسه ملي استاندارد و فناوري ايالات متحده، سرعت نور به‌ قدري تغييرناپذير است كه از آن براي تعريف اندازه‌گيري‌هاي استاندارد بين‌المللي مانند متر (و همچنين مايل، فوت و اينچ) استفاده مي‌كنند. اين ثابت از طريق معادله‌هاي خاص به تعريف كيلوگرم و واحد دما كلوين نيز كمك مي‌كند.

با وجود شهرت سرعت نور به‌ عنوان يك ثابت جهاني، دانشمندان و نويسندگان داستان‌هاي علمي تخيلي همچنان به سفر با سرعت بالاتر از نور فكر مي‌كنند. تا كنون هيچ كس نتوانسته است به سرعت مافوق نور دست پيدا كند ولي اين موضوع مانع حركت جمعي به سمت داستان‌هاي جديد، اختراع‌هاي جديد و قلمروهاي جديد فيزيك نشده است.

 

سال نوري چيست؟
سال نوري مسافتي است كه نور مي‌تواند در يك سال طي كند كه معادل تقريبا ۶ تريليون مايل (۱۰ تريليون كيلومتر) است. سال نوري يكي از روش‌هاي مورداستفاده اخترشناسان و فيزيكدانان براي اندازه‌گيري فواصل بسيار زياد در سراسر جهان است.

نور ماه در حدود يك ثانيه به چشم ما مي‌رسد، يعني ماه يك ثانيه نوري با ما فاصله دارد. نور خورشيد حدود ۸ دقيقه طول مي‌كشد تا به چشم ما برسد، بنابراين فاصله خورشيد از ما ۸ دقيقه نوري است. نور آلفا قنطورس كه نزديك‌ترين منظومه ستاره‌اي به منظومه ستاره‌اي ماست، تقريبا ۴.۳ سال طول مي‌كشد تا به ما برسد. بنابراين، آلفا قنطورس ۴.۳ سال نوري از ما فاصله دارد.

مركز تحقيقات گلن ناسا در وب‌سايت خود مي‌گويد: «براي درك اندازه يك سال نوري، محيط زمين (۲۴۹۰۰ مايل) را در نظر بگيريد، آن را در يك خط مستقيم قرار دهيد، طول اين خط را در ۷.۵ ضرب كنيد (فاصله مربوطه يك ثانيه نوري است) و سپس ۳۱.۶ ميليون خط مشابه آن را پشت سر هم قرار دهيد. فاصله حاصل تقريبا ۶ تريليون (۶ با ۱۲ صفر) مايل است!»

ستاره‌ها و ساير اجرام فراتر از منظومه شمسي در فاصله از چند سال نوري تا چند ميليارد سال نوري قرار دارند. هر چيزي كه ستاره‌شناسان در جهان دور مي‌بينند، به‌ معناي واقعي كلمه تاريخ است. به‌ عبارت ديگر وقتي ستاره‌شناسان اجرام دوردست را مطالعه مي‌كنند، نوري را مي‌بينند كه اين اجرام را همان‌طور كه در زمان خروج نور از آن‌ها بوده‌اند، نشان مي‌دهد.

اين اصل اخترشناسان را قادر كرده است تا جهان را همان‌ طور كه ۱۳.۸ ميليارد سال پيش بعد از بيگ بنگ به‌ نظر مي‌رسيد، ببينند. اجرامي كه ۱۰ ميليارد سال نوري از ما فاصله دارند، همان شكلي ديده مي‌شوند كه ۱۰ ميليارد سال پيش، نسبتا كمي پس از آغاز جهان به‌ نظر مي‌رسيدند. به‌ عبارت ديگر ظاهري را كه امروز دارند، نمي‌بينيم.

 

سرعت نور

 

چه چيزي سريع‌تر از سرعت نور است؟
هيچ چيزي سريع‌تر از نور نيست. نور يك محدوديت سرعت جهاني است و طبق نظريه نسبيت انيشتين، سريع‌ترين سرعت در جهان را دارد يعني ۳۰۰ هزار كيلومتر در ثانيه (۱۸۶ هزار مايل در ثانيه).

 

آيا سرعت نور ثابت است؟
سرعت نور يك ثابت جهاني در خلاء، مانند خلاء فضا، است. با اين‌ حال، نور وقتي از يك محيط جذب‌كننده مانند آب (۲۲۵۰۰۰ كيلومتر در ثانيه يا ۱۴۰۰۰ مايل در ثانيه) يا شيشه (۲۰۰ هزار كيلومتر در ثانيه يا ۱۲۴ هزار مايل در ثانيه) عبور مي‌كند، ممكن است كمي كند شود.

 

براي اطلاع از مقاله خورشيد چقدر داغ است؟ روي لينك كليك كنيد.
 

چه كسي سرعت نور را كشف كرد؟
رومر در سال ۱۶۷۶ يكي از اولين اندازه‌گيري‌هاي سرعت نور را از طريق رصد قمرهاي مشتري انجام داد. سرعت نور براي اولين بار در سال ۱۸۷۹ توسط آزمايش مايكلسون-مورلي با دقت بالا اندازه‌گيري شد.

 

چگونه سرعت نور را مي‌دانيم؟
رومر با مشاهده خسوف‌هاي آيو، قمر مشتري، توانست سرعت نور را اندازه‌گيري كند. رومر متوجه شد وقتي مشتري به زمين نزديك‌تر است، خسوف‌هاي آيو كمي زودتر از زماني كه مشتري دورتر است اتفاق مي‌افتد. رومر معتقد بود دليل آن اين است كه وقتي مشتري از زمين دورتر است، مدت بيشتري طول مي‌كشد تا نور اين مسافت را طي كند.

 

اندازه گيري سرعت نور

 

سرعت نور چطور اندازه‌گيري شد؟
در اوايل قرن پنجم، فيلسوفان يوناني مانند امپدوكلس و ارسطو، درباره ماهيت سرعت نور اختلاف نظر داشتند. امپدوكلس معتقد بود نور از هر چيزي كه ساخته شده است، بايد حركت كند و بنابراين بايد سرعت حركت داشته باشد.

ارسطو در رساله خود با عنوان «درباره حواس و محسوس» ديدگاه امپدوكلس را رد و استدلال كرد كه نور، برخلاف صدا و بو، آني است. ارسطو اشتباه مي‌كرد ولي صدها سال طول كشيد تا كسي آن را ثابت كند. در اواسط دهه ۱۶۰۰، ستاره‌شناس ايتاليايي گاليله يك آزمايش انجام داد. دو نفر با فانوس‌هاي پوشش‌دار روي تپه‌هايي با فاصله كمتر از يك مايل ايستادند.

يكي از آن‌ها پوشش فانوسش را برداشت. وقتي طرف مقابل نور را ديد، او هم پوشش فانوسش را برداشت. فاصله آزمايشي گاليله براي ثبت سرعت نور كافي نبود و فقط توانست نتيجه بگيرد كه نور حداقل ۱۰ برابر سريع‌تر از صوت حركت مي‌كند.

در دهه ۱۶۷۰، «اوله رومر»، ستاره‌شناس دانماركي، تلاش كرد تا يك جدول زماني قابل‌ اعتماد براي ملوانان ايجاد كند. به‌گفته ناسا، رومر به‌ طور تصادفي بهترين تخمين جديد سرعت نور را به‌دست آورد.

رومر براي ايجاد يك ساعت نجومي، زمان دقيق خسوف آيو، يعني قمر مشتري را ثبت كرد. با گذشت زمان، رومر مشاهده كرد كه زمان خسوف‌هاي آيو معمولا با محاسبه‌هاي او منطبق نيست. او متوجه شد كه خسوف‌ها وقتي مشتري و زمين از يكديگر دور مي‌شوند، بيشترين تاخير را دارند و وقتي زمين و مشتري به هم نزديك مي‌شوند، زودتر از موعد ظاهر مي‌شوند. همچنين وقتي زمين و مشتري در نزديك‌ترين يا دورترين نقطه از هم قرار دارند، خسوف طبق زمان‌بندي رخ مي‌دهد.

اين مشاهده آنچه را كه امروزه به‌ عنوان اثر دوپلر مي‌شناسيم، نشان داد. اثر دوپلر تغيير در فركانس نور يا صداي ساطع‌شده از يك جسم متحرك است كه در دنياي نجوم به‌ عنوان به‌ اصطلاح انتقال به سرخ ظاهر مي‌شود. رومر به‌ صورت شهودي تشخيص داد كه نور يك زمان قابل‌اندازه‌گيري طول مي‌كشد تا از آيو به زمين برسد. رومر از مشاهده‌هاي خود براي تخمين سرعت نور استفاده كرد.

او در مقاله‌اي در سال ۱۹۹۸ در مجله آمريكايي فيزيك استدلال كرد از آن‌جايي‌ كه اندازه منظومه شمسي و مدار زمين هنوز به‌ طور دقيق شناخته نشده، محاسبه‌هاي او ممكن است تا حدودي اشتباه باشند. با اين‌ حال، دانشمندان چند رقم مشخص داشتند. رومر سرعت نور را حدود ۱۲۴۰۰۰ مايل در ثانيه (۲۰۰ هزار كيلومتر بر ثانيه) محاسبه كرد.

در سال ۱۷۲۸، فيزيكدان انگليسي به اسم «جيمز بردلي»، مجموعه جديدي از محاسبه‌ها را بر اساس تغيير موقعيت ظاهري ستاره‌ها ناشي از گردش زمين دور خورشيد انجام داد. او سرعت نور را ۱۸۵۰۰۰ مايل در ثانيه (۳۰۱ هزار كيلومتر بر ثانيه) تخمين زد كه طبق گزارش انجمن فيزيك آمريكا حدود ۱درصد با مقدار واقعي متفاوت است.

در اواسط دهه ۱۸۰۰، سرعت نور دوباره مورد توجه قرار گرفت. «ايپوليت لويي فيزو»، فيزيكدان فرانسوي، پرتويي از نور را روي يك چرخ دندانه‌دار كه با سرعت مي‌چرخيد تنظيم كرد و آينه‌اي در فاصله ۵ مايلي (۸ كيلومتري) آن قرار داد تا نور را به منبع خود بازتاب دهد. تغيير سرعت چرخ به فيزو اجازه داد تا محاسبه كند چقدر طول مي‌كشد تا نور از سوراخ به آينه برسد و دوباره برگردد.

يك فيزيكدان فرانسوي ديگر به اسم «لئون فوكو»، از آينه چرخان به‌ جاي چرخ براي انجام آزمايش مشابه استفاده كرد. اين دو روش مستقل سرعت نور را با اختلاف حدود ۱۰۰۰ مايل در ثانيه (۱۶۰۹ كيلومتر بر ثانيه) از سرعت واقعي نور تخمين زدند.

به گفته دانشگاه ويرجينيا، دانشمند ديگري كه به معماي سرعت نور پرداخت، «آلبرت آ. مايكلسون» لهستاني بود كه در كاليفرنيا بزرگ شد و با حضور در آكادمي نيروي دريايي ايالات متحده، علاقه بيشتري به فيزيك پيدا كرد.

مايكلسون در سال ۱۸۷۹ تلاش كرد تا روش فوكو را براي تعيين سرعت نور تكرار كند، ولي فاصله بين آينه‌ها را افزايش داد و از آينه‌ها و عدسي‌هاي بسيار با كيفيت استفاده كرد. سرعتي كه او تخمين زد ۱۸۶۳۳۵ مايل در ثانيه (۲۹۹۹۱۰ كيلومتر بر ثانيه) بود كه تا ۴۰ سال به‌ عنوان دقيق‌ترين اندازه‌گيري سرعت نور موردقبول بود.

مايكلسون تصميم گرفت دوباره سرعت نور را اندازه‌گيري كند. او در دور دوم آزمايش‌هاي خود، چراغ‌هايي را بين دو قله كوه با فواصل دقيق اندازه‌گيري‌شده روشن كرد تا تخمين دقيق‌تري به‌دست آورد.

سپس در سومين تلاش خود درست قبل از مرگش در سال ۱۹۳۱، يك لوله كم‌فشار فولادي موجدار به طول يك مايل ساخت. اين لوله خلاء را شبيه‌سازي مي‌كرد كه مي‌توانست تاثير هوا بر سرعت نور را براي اندازه‌گيري دقيق‌تر حذف كند. سرعت به‌ دست‌آمده نهايي فقط كمي كمتر از مقدار پذيرفته‌شده سرعت نور امروزي بود.

«اتان سيگال»، اخترفيزيكدان، در وبلاگ علمي فوربس اشاره كرد كه مايكلسون ماهيت خود نور را نيز مطالعه كرد. برترين دانشمندان فيزيك در زمان آزمايش‌هاي مايكلسون به دو گروه تقسيم شده بودند: آيا نور يك موج است يا ذره؟

مايكلسون همراه با همكارش «ادوارد مورلي» با اين فرض كار مي‌كردند كه نور درست مانند صدا، به‌ صورت موجي حركت مي‌كند. مايكلسون و مورلي و ساير فيزيكدانان آن زمان استدلال كردند همان‌طور كه صوت براي حركت به ذره‌ها نياز دارد، نور هم بايد نوعي وسيله براي حركت داشته باشد. اين ماده نامرئي و غيرقابل كشف «اتر درخشنده» (يا اتر) نام دارد.

اگرچه مايكلسون و مورلي يك تداخل‌سنج پيچيده ساختند (نسخه‌اي بسيار ابتدايي از ابزاري كه امروزه در رصدخانه‌ي تداخل‌سنج ليزري امواج گرانشي لايگو استفاده مي‌شود)، نتوانستند مدركي دال بر اتر درخشنده پيدا كند. بنابراين، نتيجه گرفتند كه نور مي‌تواند از خلاء عبور كند و مي‌كند.

سيگال نوشت: «اين آزمايش و مجموعه كارهاي مايكلسون به‌ قدري انقلابي بود كه باعث شد تنها فردي در تاريخ باشد كه جايزه نوبل را به ‌دليل كشف نكردن چيزي دريافت كرد. اين آزمايش ممكن است يك شكست كامل بوده باشد، ولي آنچه ما از آن آموختيم براي بشريت و درك جهان هستي بيشتر از هر موفقيتي بود!»

 

نسبيت خاص و سرعت نور

 

نسبيت خاص و سرعت نور
نظريه نسبيت خاص اينشتين انرژي، ماده و سرعت نور را در معادله معروف E = mc^2 يكپارچه كرد. اين معادله رابطه بين جرم و انرژي را به اين شكل توصيف مي‌كند كه مقادير كوچك جرم (m) حاوي مقدار زيادي انرژي (E) است يا از آن تشكيل شده‌ است.

 اين چيزي است كه بمب‌هاي هسته‌اي را بسيار قدرتمند مي‌كند، چون آ‌ن‌ها جرم را به انفجارهاي انرژي تبديل مي‌كنند. از آن‌ جايي ‌كه انرژي برابر است با جرم ضرب در مربع سرعت نور، سرعت نور به‌ عنوان يك عامل تبديل عمل مي‌كند و دقيقا توضيح مي‌دهد كه چقدر انرژي بايد درون ماده باشد. همچنين از آن‌جايي ‌كه سرعت نور بسيار زياد است، حتي مقدار كمي جرم بايد معادل مقدار زيادي انرژي باشد.

اين معادله براي توصيف دقيق جهان مستلزم اين است كه سرعت نور يك ثابت تغييرناپذير باشد. انيشتين اعلام كرد كه نور در خلاء حركت مي‌كند و نه در اتر درخشنده و سرعت آن ارتباطي با سرعت ناظر ندارد.

 

براي اطلاع از مقاله ستاره رشته اصلي تعريف و چرخه عمر روي لينك كليك كنيد.
 

فرض كنيد كساني كه در يك قطار نشسته‌اند اگر به قطاري كه در امتداد يك مسير موازي حركت مي‌كند نگاه كنند، حركت نسبي آن را نسبت به خود صفر مي‌بينند. اما ناظراني كه تقريبا با سرعت نور حركت مي‌كنند، همچنان نور را با سرعت بيش از ۶۷۰ ميليون مايل در ساعت در حال دور شدن مي‌بينند. به اين دليل كه حركت بسيار سريع يكي از تنها روش‌هاي تاييدشده سفر در زمان است. زمان در واقع براي اين ناظراني كاهش مي‌يابد و آن‌ها آهسته‌تر پير مي‌شوند و لحظه‌هاي كمتري را نسبت به ناظراني كه آهسته حركت مي‌كنند، درك مي‌كنند.

به‌ عبارت ديگر، انيشتين پيشنهاد كرد كه سرعت نور با زمان يا مكاني كه آن را اندازه مي‌گيريد يا سرعت حركت شما تغيير نمي‌كند. بنابراين، اجسام داراي جرم هرگز نمي‌توانند به سرعت نور برسند. اگر جسمي به سرعت نور برسد، جرم آن بي‌نهايت مي‌شود و در نتيجه انرژي مورد نياز براي حركت جسم نيز بي‌نهايت مي‌شود كه غيرممكن است.

اين يعني اگر درك خود از فيزيك را بر اساس نسبيت خاص قرار دهيم (مثل بيشتر فيزيكدانان مدرن)، سرعت نور حد سرعت غيرقابل تغيير جهان ما است، يعني سريع‌ترين سرعتي كه هر چيزي مي‌تواند طبق آن حركت كند.

 

چه چيزي سريع‌تر از نور حركت مي‌كند؟
اگرچه سرعت نور به‌ عنوان محدوديت سرعت كيهان در نظر گرفته مي‌شود، سرعت انبساط جهان بيشتر است. «پل ساتر»، اخترفيزيكدان، در مقاله‌اي براي Space.com نوشت كه جهان به‌ ازاي هر مگاپارسك فاصله از ناظر، كمي بيش از ۴۲ مايل (۶۸ كيلومتر) در ثانيه منبسط مي‌شود (يك مگاپارسك ۳.۲۶ ميليون سال نوري است).

به‌ عبارت ديگر، به‌ نظر مي‌رسد كهكشاني در فاصله ۱ مگاپارسكي با سرعت ۴۲ مايل در ثانيه (۶۸ كيلومتر بر ثانيه) از كهكشان راه شيري دور مي‌شود، در حاليكه كهكشاني در فاصله دو مگاپارسكي با سرعتي نزديك به ۸۶ مايل در ثانيه (۱۳۶ كيلومتر بر ثانيه) عقب‌نشيني مي‌كند.

ساتر توضيح مي‌دهد: «بالاخره در فاصله‌اي غيرقابل‌تصور، سرعت از سرعت نور فراتر مي‌رود كه ناشي از انبساط طبيعي و منظم فضا است. به‌ نظر غير واقعي مي‌رسد، اينطور نيست؟» به‌ گفته ساتر، نسبيت خاص يك محدوديت سرعت مطلق در جهان ارائه مي‌دهد ولي نظريه انيشتين در سال ۱۹۱۵ درباره نسبيت عام امكان رفتارهاي متفاوت را زماني كه فيزيك مورد بررسي ديگر محلي نباشد، فراهم مي‌كند.

«يك كهكشان در سمت دور جهان؟ اين حوزه نسبيت عام است كه مي‌گويد: چه كسي اهميت مي‌دهد! آن كهكشان مي‌تواند هر سرعتي را كه بخواهد داشته باشد، تا زماني كه خيلي دور بماند و نه نزديك. نسبيت خاص به سرعت ابر نوري يا اجرام ديگر يك كهكشان دور اهميتي نمي‌دهد و شما هم نبايد به آن اهميت دهيد.»

 

كم شدن سرعت نور

 

آيا ممكن است سرعت نور كم شود؟
فرض بر اين است كه نور در خلاء با حداكثر سرعت حركت مي‌كند ولي هنگام عبور از هر ماده‌اي ممكن است كمي كند شود. مقداري كه يك ماده نور را كند مي‌كند ضريب شكست آن ناميده مي‌شود. نور هنگام تماس با ذره‌ها خم مي‌شود كه منجر به كاهش سرعت مي‌شود.

مثلا نوري كه در جو زمين حركت مي‌كند تقريبا با سرعت نور در خلاء حركت مي‌كند و فقط سه ده هزارم كمتر است. در مقابل نوري كه از يك الماس مي‌گذرد به كمتر از نصف سرعت معمول خود مي‌رسد، ولي همچنان سرعتي بيش از ۲۷۷ ميليون مايل در ساعت (تقريبا ۱۲۴ هزار كيلومتر بر ثانيه) دارد. اين سرعت بسيار بالا است، ولي با حداكثر سرعت نور تفاوت قابل‌توجهي دارد.

بر اساس مطالعه اي كه در سال ۲۰۰۱ در مجله نيچر منتشر شد، نور را مي‌توان درون ابرهاي فوق سرد اتم‌ها به دام انداخت و حتي متوقف كرد. اخيرا مطالعه‌اي كه در سال ۲۰۱۸ منتشر شد، روش جديدي را براي متوقف كردن نور در مسيرهاي خود در «نقاط استثنايي» يا مكان‌هايي كه دو گسيل نور مجزا تلاقي مي‌كنند و يكي مي‌شوند، پيشنهاد كرد.

محققان همچنين تلاش كرده‌اند سرعت نور را حتي زماني كه در خلاء حركت مي‌كند، كاهش دهند. تيمي از دانشمندان اسكاتلندي با موفقيت سرعت يك فوتون يا ذره نور را حتي زماني كه در خلاء حركت مي‌كرد، كاهش دادند. در اندازه‌گيري‌هاي آن‌ها، تفاوت سرعت فوتون كندشده و فوتون عادي تنها چند ميليونيم متر بود ولي همچنان نشان داد كه نور در خلاء مي‌تواند كندتر از سرعت رسمي نور حركت كند.

 

آيا مي‌توانيم سريع‌تر از نور سفر كنيم؟
داستان‌هاي علمي تخيلي ايده سرعت بي‌نهايت را دوست دارند. سفر سريع‌تر از نور موضوع بسياري از فيلم‌ها و كتاب‌ها بوده است. سرعت بي‌نهايت فضاي بيكران را متراكم مي‌كند و به شخصيت‌ها اجازه مي‌دهد به‌ راحتي بين منظومه‌هاي ستاره‌اي سفر كنند.

در حاليكه سفر سريع‌تر از نور غيرممكن نيست، براي عملي كردن آن به قوانين عجيب و غريب نياز داريم. خوشبختانه، براي علاقه‌مندان علم تخيلي و فيزيكدانان نظري، مسيرهاي جديد زيادي براي كشف وجود دارد. تنها كاري كه بايد انجام دهيم اين است كه بفهميم چگونه ثابت بمانيم و در عوض فضاي اطراف را حركت دهيم. زيرا بر اساس نسبيت خاص، قبل از رسيدن به سرعت به‌ اندازه كافي زياد نابود خواهيم شد. يك ايده پيشنهادي شامل يك سفينه فضايي است كه مي‌تواند حباب فضازمان پيرامون خود را جمع كند. اين ايده در تئوري و همچنين داستان عالي به‌ نظر مي‌رسد.

«ست شوستاك»، ستاره‌شناس موسسه جستجوي هوش فرازميني (SETI) در كاليفرنيا در مصاحبه‌اي در سال ۲۰۱۰ گفت: «اگر كاپيتان كرك مجبور بود با سرعت سريع‌ترين موشك‌هاي ما حركت كند، صد هزار سال طول مي‌كشيد تا به منظومه ستاره‌اي بعدي برسد.» بنابراين، اين داستان علمي تخيلي مدت‌هاست كه راهي را براي غلبه بر محدوديت سرعت فرض كرده تا داستان كمي سريع‌تر پيش رود.

بدون سفر سريع‌تر از نور، ماجراهاي فيلم‌هايي مثل پيشتازان فضا يا جنگ ستارگان غيرممكن خواهد بود. اگر قرار باشد بشريت به دورترين نقاط جهان در حال گسترش برسد، فيزيكدانان آينده بايد شجاعانه پا در مسيرهايي بگذارند كه قبلا هيچ كس نرفته است.

 

سفر با سرعت بيشتر از نور

 

نتيجه

در اين مقاله به اندازه گيري سرعت نور و نظريات و كشفيات دانشمندان مختلف مطالبي را آورديم و متوجه شديم كه سرعت نور با چه معادلاتي اندازه گيري مي شود. اگر دانشمندان و يا اخترشناسان بخواهند فاصله ديگر اجرام را تا زمين ما تخمين بزنند از سرعت نور استفاده مي كنند. اگر شما هم مي خواهيد فاصله ديگر اجرام را با زمين تماشا كنيد مي توانيد با خريد تلسكوپ فاصله و ديگر اجرام آسماني را ملاحظه نمائيد. خريد تلسكوپ در سايت موسسه طبيعت آسمان شب با بهترين قيمت و كيفيت امكان پذير است.

 

براي دانلود مقاله سرعت نور چقدر است؟ روي لينك كليك كنيد.
 

 منبع: سايت موسسه طبيعت آسمان شب و سرعت نور چقدر است؟


برچسب: خريد تلسكوپ، تلسكوپ، قيمت تلسكوپ، بهترين قيمت تلسكوپ، خريد ميكروسكوپ، ميكروسكوپ، آسمان شب، ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۳۱ فروردين ۱۴۰۳ساعت: ۰۸:۴۵:۱۸ توسط:asemaneshab موضوع: نظرات (0)

انواع مختلف ميكروسكـوپ و كاربرد هر كدام چيست؟

انواع مختلفي از ميكروسكوپ‌ها وجود دارد كه هر كدام كاربرد خاصي دارند. در اين مقاله، اطلاعاتي در مورد پنج نوع مختلف ميكروسكوپ همراه با كاربردهاي هر كدام و اينكه چه كسي ممكن است از آن‌ها استفاده كند، ارائه كرده‌ايم. زير هر توضيح ميـكروسكوپ و كاربرد آن عكسي قرار دارد كه با استفاده از همان ميـكروسكوپ خاص گرفته شده است.

 

۵ نوع مختلف ميكروسكـوپ
انواع ميـكروسكـوپي كه در اين مقاله بررسي مي‌كنيم عبارتند از:

ميكروسكـوپ استريو يا سه‌بعدي
ميكروسكـوپ مركب
ميكروسكوپ معكوس يا وارونه
ميكروسكوپ متالورژيكي
ميكروسكوپ پلاريزان
 

ميكروسكـوپ استريو

 

1. ميكروسكـوپ استريو
ميكروسكوپ‌هاي استريو براي مشاهده نمونه‌هاي مختلفي به‌ كار مي‌روند كه مي‌توانيد در دستانتان نگه داريد. اين مدل يك تصوير سه‌ بعدي يا استريو ارائه مي‌كند و بزرگنمايي آن به‌ طور معمول بين ۱۰ تا ۴۰ برابر است.

ميكروسكـوپ استريو در توليد، كنترل كيفيت، جمع‌آوري سكه، علوم، پروژه‌هاي تشريح دبيرستان و گياه‌شناسي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اين دستگاه معمولا نور منتقل‌شده و همچنين منعكس‌شده را فراهم مي‌كند و براي مشاهده نمونه‌اي كه اجازه عبور نور را نمي‌دهد، قابل‌ استفاده است. نمونه‌هايي كه معمولا زير مدل استريو مشاهده مي‌شوند عبارتند از سكه‌ها، گل‌ها، حشره‌ها، قطعه‌هاي پلاستيكي يا فلزي، تخته‌هاي مدار چاپي، بافت‌هاي پارچه، آناتومي قورباغه و سيم‌ها.

اين تصوير يك سكه زير ميكروسكوپ استريو با بزرگنمايي ۲۰ برابر است.

 

تصوير سكه زير ميكروسكـوپ

 

2. ميكروسكوپ مركب
ميكروسكوپ مركب به ميكروسكوپ بيولوژيكي نيز معروف است. اين مدل در آزمايشگاه‌ها، مدارس، تصفيه‌خانه‌هاي فاضلاب، مطب‌هاي دامپزشكي و بافت‌شناسي و پاتولوژي استفاده مي‌شود. نمونه‌هايي كه زير ميكروسكوپ مركب مشاهده مي‌شوند، بايد روي لام قرار بگيرند و با استفاده از لامل صاف شوند. دانش‌آموزان معمولا اسلايدهاي آماده‌شده را مشاهده مي‌كنند، زيرا فرايند آماده‌سازي اسلايد زمان‌بر است.

از ميكروسكـوپ مركب براي مشاهده نمونه‌هاي مختلفي استفاده مي‌شود كه بعضي از آن‌ها عبارتند از سلول‌هاي خوني، سلول‌هاي گونه، انگل‌ها، باكتري‌ها، جلبك‌ها، بافت‌ها و بخش‌هاي نازك اندام‌ها. اين دستگاه براي مشاهده نمونه‌هايي كه با چشم غيرمسلح ديده نمي‌شوند، استفاده مي‌شود.

بزرگنمايي ميكروسكوپ مركب معمولا ۴۰، ۱۰۰، ۴۰۰ و گاهي ۱۰۰۰ برابر است. دستگاه‌هايي را كه بزرگنمايي بيش از ۱۰۰۰ برابر را تبليغ مي‌كنند نخريد، زيرا بزرگنمايي خالي با وضوح پايين ارائه مي‌دهند.

اين تصوير از هاگ‌هاي قارچ زير ميكروسـكوپ مركب بيولوژيكي با بزرگنمايي ۴۰۰ برابر گرفته شده است.

 

هاگ‌هاي قارچ زير ميكروسكـوپ مركب

 

3. ميكروسكوپ معكوس يا وارونه
اين مدل در دو نوع بيولوژيكي يا متالورژيكي در دسترس است. ميكروسكوپ‌هاي معكوس بيولوژيكي بزرگنمايي ۴۰، ۱۰۰ و گاهي ۲۰۰ و ۴۰۰ برابر ارائه مي‌كنند. اين مدل براي مشاهده نمونه‌هاي زنده كه در پتري ديش هستند، به‌كار مي‌رود.

ميكروسكـوپ معكوس به كاربر اين امكان را مي‌دهد كه پتري ديش را روي يك صفحه صاف بگذارد كه عدسي‌هاي شيئي زير آن قرار دارند. اين مدل براي لقاح آزمايشگاهي، تصويربرداري از سلول‌هاي زنده، زيست‌شناسي رشد، زيست‌شناسي سلولي، علوم اعصاب و ميكروبيولوژي استفاده مي‌شود.

 

براي اطلاع از مقاله خورشيد چقدر داغ است؟ روي لينك كليك كنيد.
 

ميكروسكـوپ‌هاي معكوس بيشتر در تحقيق براي تجزيه و تحليل و مطالعه بافت‌ها و سلول‌ها و به‌ ويژه سلول‌هاي زنده مورد استفاده قرار مي‌گيرند. مدل متالورژيكي براي بررسي قطعه‌هاي بزرگ با بزرگنمايي بالا از نظر شكستگي يا گسل استفاده مي‌شود. بزرگنمايي آن‌ها مشابه مدل بيولوژيكي است، با اين تفاوت كه نمونه‌ها در پتري ديش قرار نمي‌گيرند.

براي استفاده از اين مدل، بايد يك برش صاف از نمونه آماده شود تا روي صفحه قرار بگيرد. اين نمونه صاف صيقل داده مي‌شود و گاهي به آن پوك نيز مي‌گويند.

 

ميكروسكـوپ معكوس

 

ميكروسكـوپ معكوس متالوگرافي مدل IMM–480
ميكروسكوپ معكوس متالوگرافي صا ايران مدل IMM–480 كه با نام «Inverted metallurgical Microscope MJ42» نيز شناخته مي‌شود مجهز به با «سامانه نوري اصلاح شده در بينهايت» مخصوص ميكروسكوپ‌هاي آزمايشگاهي-صنعتي Infinity Corrected Optics است . ميكروسكوپي قدرتمند و ارگونوميك براي بررسي‌هاي آزمايشگاهي طولاني مدت در زمينه‌هاي زير:

ابزار تحقيقاتي دانش پژوهان و محققان علوم متالورژي
كارگاه هاي ريخته گري و عمليات حرارتي
آزمايشگاههاي تخصصي و متالوگرافي
دانشگاه ها و موسسات علمي و مراكز صنعتي
كارخانه‌ها و مراكز توليدي
 

ميكروسكوپ معكوس متالوگرافي

 

بزرگ‌نمايي 100 تا 1000 برابر  با قابليت تفكيك 0.002  ميلي‌متر
چهار شيئي (لنز) مسطح  Plan Achromatic 10x,20x,50x,100x
با «سامانه نوري اصلاح شده در بينهايت» مخصوص ميكروسكوپ‌هاي آزمايشگاهي-صنعتي Infinity Corrected Optics
كله‌گي با زاويه 45 درجه و چشمي‌هايي با ميدان ديد باز و فاصله كانوني 22 ميليمتر  WF10x
بدنه مستحكم با طراحي ارگونوميك براي بررسي‌هاي آزمايشگاهي طولاني مدت
داراي پيچ تنظيم فوكوس سريع بعلاوه پيچ تنظيم فوكوس دقيق
لنزهاي شيئي تخت كننده تصوير با قابليت فوكوس با فاصله زياد LWD Plan Objective
بدون نياز به روغن اميرسون در بزرگنمايي 1000 برابر
داراي فيلترهاي رنگي زرد، سبز و آبي
قابليت اتصال دوربين (به عنوان چشم سوم) در كنار بدنه دستگاه، – دوربين جداگانه تهيه ميشود
ميز كار بزرگ 20×24 سانتيمتري با فضاي كاري گسترده با قابليت 3×3 سانتيمتر حركت
قابليت تنظيم فاصله دوچشمي 53 تا 75 ميليمتر
ميكروسكوپ معكوس متالوگرافي صا ايران مدل IMM–480 با منبع نور هالوژن و قابليت تنظيم مقدار روشنايي
قابليت مشاهده تصاوير با استفاده از فيلتر آنالايزر و پلارايزر -مواردي چون كريستال مايع و پليمرهاي بيومديكال در علوم زمين شناسي و متالوژي و …
 

4. ميكروسكوپ متالورژيكي
ميكروسكوپ‌هاي متالورژيكي دستگاه‌هايي با قدرت بالا هستند كه براي مشاهده نمونه‌هايي كه اجازه عبور نور را نمي‌دهند، طراحي شده‌اند.

نور منعكس‌شده از طريق عدسي‌هاي شيئي به سمت پايين مي‌تابد و بزرگنمايي ۵۰، ۱۰۰، ۲۰۰ و گاهي ۵۰۰ برابر فراهم مي‌كند. ميكروسكوپ‌هاي متالورژيكي براي بررسي ترك‌هاي ميكروني در فلزها، لايه‌هاي بسيار نازك پوشش‌ها مانند رنگ و اندازه‌گيري دانه استفاده مي‌شوند.

اين مدل همچنين در صنعت هوافضا، صنعت خودروسازي و شركت‌هايي كه ساختارهاي فلزي، كامپوزيت‌ها، شيشه، چوب، سراميك، پليمرها و كريستال‌هاي مايع را تجزيه و تحليل مي‌كنند، به‌كار مي‌رود.

اين تصوير يك قطعه فلز با خراش‌هايي روي آن است كه توسط ميكروسكوپ متالورژيكي با بزرگنمايي ۱۰۰ برابر گرفته شده است.

 

تصوير فلز زير ميكروسكوپ

 

5. ميكروسكوپ پلاريزان
اين مدل از نور پلاريزه همراه با نور عبوري يا منعكس‌شده براي بررسي مواد شيميايي، سنگ‌ها و كاني‌ها استفاده مي‌كند. ميكروسكوپ‌هاي پلاريزان روزانه توسط زمين‌شناسان، سنگ‌شناسان، شيميدانان و صنعت داروسازي مورد استفاده قرار مي‌گيرند.

تمام ميكروسكوپ‌هاي پلاريزان شامل پلاريزور و آنالايزر هستند. پلاريزور تنها به امواج نوري خاصي اجازه عبور مي‌دهد. در مقابل، آنالايزر ميزان نور و جهت نوري را كه نمونه را روشن مي‌كند، تعيين مي‌كند. پلاريزور اساسا طول موج‌هاي مختلف نور را روي يك صفحه متمركز مي‌كند. اين باعث مي‌شود ميكروسكـوپ براي مشاهده مواد دوشكستي ايده‌آل باشد.

اين تصوير ويتامين C است كه زير ميكروسكـوپ پلاريزان با بزرگنمايي ۲۰۰ برابر گرفته شده است.

 

تصوير ويتامين سي زير ميكروسكـوپ

 

ميكروسكوپ پلاريزان، نوري عبوري و بازتابي Phenix PH-PG3230
در بسياري از حوزه‌هاي علمي و صنعتي ميكروسكـوپ‌هاي نوري معمول چندان كارايي ندارند و نياز به نور پلاريزه است. نور پلاريزه راهكاري براي افزايش كنتراست تصوير و بالاتر بردن توانايي در تفكيك اجزاي تصوير است. در حال حاضر در اغلب حوزه‌هاي علمي، تحقيقاتي و صنعتي از ميكروسكـوپ‌هاي پلاريزان استفاده مي‌شود از جمله:

زمين‌شناسي (مطالعه انواع سنگ‌ها، كاني‌ها، سنگ‌نگاري، مواد معدني، مواد كريستالي، ذغال سنگ و ...)

صنعت (كاربردهاي ساختماني براي كشف درز، شكاف، حباب در بتن ، لوله و ساير مصالح. كاربرد در متالوژي، صنايع پلاستيك، شيشه. تعيين نوع، جنس و كيفيت مواد شيميايي و طبيعي و كاربردهاي بسيار ديگر)

 

ميكروسكـوپ پلاريزان

 

ميكروسكـوپ آزمايشگاهي ايده‌آل براي علوم زمين‌شناسي و شاخه‌هاي مرتبط(بزرگ‌نمايي تا 600 برابر)
مناسب صنايع شيميايي، نفتي، الكترونيك، پزشكي، زيست‌شناسي، آزمايشگاهي و غيره
با كاربرد صنعتي در كنترل كيفيت  انواع پليمرها و پلاستيك‌ها، شيشه‌ها، مواد شيميايي و ساير مواد
طراحي ارگونوميك براي بررسي‌هاي آزمايشگاهي طولاني مدت
با «سامانه نوري اصلاح شده در بينهايت» مخصوص ميكروسكـوپ‌هاي آزمايشگاهي-صنعتي infinity optical system
عدسي‌هاي شيئي اصلاح شده بدون خطاي رنگي و تصوير مسطح strain-free plan achromatic objective
بدنه بسيار مستحكم فلزي با پوشش رنگ الكترواستاتيك
ميز كار گرد به قطر 15 سانتيمتر با قابليت چرخش 360 درجه
چشمي‌هاي 22 ميلي‌متري با ميدان ديد بسيار وسيع
قابليت نصب دوربين به چشمي سوم  براي تهيه عكس و فيلم
داراي سيستم فوكوس سريع و دقيق با قابليت كنترل فشار Tensional adjustable  
سيستم روشنايي كوهلر Kohler Illumination System با نور هالوژن و قابليت تنظيم شدت روشنايي
منبع قدرت برق شهري power supply (85-265V 50/60Hz), 6V30W halogen lamp
داراي حداكثر ميزان رضايت خريداران در سايت‌هاي فروش جهاني
 

نتيجه

در اين مقاله به انواع مختلف ميكروسكوپ، ويژگي ها و امكانات آنها پرداخنيم. هر كدام از اين ميكروسكوپ ها كاربردهاي مختلفي دارند كه داخل مقاله ذكر شده است. شما هم اگر براي شغل خود نياز به خريد ميكروسكوپ داريد مي توانيد با مراجعه به سايت موسسه طبيعت آسمان با بهترين قيمت و كيفيت خريد ميكروسكوپ خود را نهايي كنيد.

 

براي دانلود مقاله انواع مختلف ميكروسكـوپ و كاربرد هر كدام چيست؟ روي لينك كليك كنيد.
 منبع: سايت موسسه طبيعت آسمان شب و انواع مختلف ميكروسكـوپ و كاربرد هر كدام چيست؟


برچسب: خريد تلسكوپ، تلسكوپ، قيمت تلسكوپ، بهترين قيمت تلسكوپ، خريد ميكروسكوپ، ميكروسكوپ، آسمان شب، ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۸ فروردين ۱۴۰۳ساعت: ۰۵:۲۶:۲۵ توسط:asemaneshab موضوع: نظرات (0)

ستاره رشته اصلي تعريف و چرخه عمر

ستاره‌ هاي رشته اصلي از طريق همجوشي اتم‌هاي هيدروژن در هسته خود اتم‌هاي هليوم را تشكيل مي‌دهند. حدود ۹۰درصد از ستاره‌هاي جهان از جمله خورشيد، ستاره‌هاي دنباله اصلي هستند. ستاره رشته اصلي از حدود يك دهم جرم خورشيد تا ۲۰۰ برابر آن جرم دارند.

ستاره ها زندگي خود را به‌ عنوان ابرهايي از غبار و گاز شروع مي‌كنند. نيروي گرانش اين ابرها را به هم نزديك مي‌كند و يك پيش ستاره كوچك تشكيل مي‌شود كه انرژي خود را از مواد در حال فروپاشي تامين مي‌كند. پيش ستاره ها معمولا در ابرهاي متراكم گازي تشكيل مي‌شوند و تشخيص آن‌ها كار ساده‌اي نيست.

«مارك موريس» از دانشگاه كاليفرنيا در لس آنجلس مي‌گويد: «طبيعت ستاره‌ها را به‌ صورت مجزا تشكيل نمي‌دهد. در عوض، آن‌ها را به‌ صورت خوشه‌اي از ابرهاي زايشي كه تحت گرانش خود فرو مي‌ريزند، به‌ وجود مي‌آورد.»

اگر مي‌خواهيد همه چيز را در مورد ستاره رشته اصلي ياد بگيريد، تا انتهاي مقاله با ما همراه باشيد.

 

ستاره رشته اصلي چگونه به‌ وجود مي‌آيد؟
اجرام كوچك‌تر با جرم كمتر از ۰.۰۸ جرم خورشيد، نمي‌توانند به مرحله همجوشي هسته‌اي در هسته خود برسند. در عوض به كوتوله‌هاي قهوه‌اي تبديل مي‌شوند، يعني ستاره‌هايي كه هرگز مشتعل نمي‌شوند.

اگر جرم كافي وجود داشته باشد، گاز و غبار در حال فروپاشي داغ‌تر مي‌سوزند و در نهايت به دمايي مي‌رسند كه براي همجوشي هيدروژن به هليوم كافي است. ستاره روشن شده و به يك ستاره رشته اصلي تبديل مي‌شود كه از همجوشي هيدروژني نيرو مي‌گيرد. همجوشي فشار رو به بيرون ايجاد مي‌كند كه با كشش به سمت داخل ناشي از گرانش متعادل مي‌شود و ستاره را تثبيت مي‌كند.

 

ستاره رشته اصلي چيست

 

عمر ستاره رشته اصلي
طول عمر يك ستاره رشته اصلي به جرم آن بستگي دارد. يك ستاره با جرم بيشتر ممكن است مواد بيشتري داشته باشد ولي به ‌دليل دماي هسته بالاتر ناشي از نيروهاي گرانشي بيشتر، سريع‌تر مي‌سوزد. در حاليكه عمر خورشيد حدود ۱۰ ميليارد سال ستاره رشته اصلي خواهد بود، ستاره‌اي با جرم ۱۰ برابر فقط ۲۰ ميليون سال عمر خواهد كرد.

يك كوتوله سرخ كه جرم آن نصف خورشيد است، مي‌تواند ۸۰ تا ۱۰۰ ميليارد سال عمر كند كه بسيار بيشتر از عمر ۱۳.۸ ميليارد سال جهان است. اين عمر طولاني يكي از دلايلي است كه كوتوله‌هاي سرخ منابع خوبي براي سياره‌هاي ميزبان حيات در نظر گرفته مي‌شوند، زيرا براي مدت طولاني پايدار هستند.

 

ستاره درخشان
به‌ گفته «ديو روتشتاين»، توسعه‌دهنده نرم‌افزار و ستاره‌شناس كه در سال ۲۰۰۷ از دانشگاه كرنل با مدرك دكترا فلسفه و كارشناسي ارشد نجوم فارغ‌التحصيل شد، بيش از ۲۰۰ سال پيش «هيپاركوس»، ستاره‌شناس يوناني، اولين كسي بود كه فهرستي از ستاره ها بر اساس ميزان درخشندگي ايجاد كرد.

هيپاركوس صرفا به ستاره ها نگاه كرد و آن‌ها را بر اساس ميزان درخشش طبقه‌بندي كرد. درخشان‌ترين ستاره ها به ترتيب قدر ۱ تا قدر ۶ بودند. ستاره هاي قدر ۶ كم‌نورترين ستاره‌هايي بودند كه هيپاركوس مي‌توانست ببيند. ابزارهاي مدرن اندازه‌گيري روشنايي ستاره ها را بهبود بخشيده‌اند و آن را دقيق‌تر كرده‌اند.

در اوايل قرن بيستم، اخترشناسان متوجه شدند كه جرم يك ستاره با درخشندگي آن يا ميزان نوري كه توليد مي‌كند، ارتباط دارد. ستاره هايي با جرم ۱۰ برابر خورشيد بيش از هزار برابر آن مي‌درخشند.

جرم و درخشندگي يك ستاره با رنگ آن نيز ارتباط دارد. ستاره هاي پرجرم داغ‌تر و آبي‌تر هستند، در حاليكه ستاره هاي كم‌جرم سردتر هستند و ظاهري سرخ دارند. خورشيد به‌ دليل ظاهر تقريبا زرد خود در نقطه مياني اين طيف قرار مي‌گيرد.

طبق گزارش رصدخانه جهاني لاس كامبرس، دماي سطح يك ستاره تعيين‌كننده رنگ نوري است كه از خود ساطع مي‌كند. ستاره‌هاي آبي داغ‌تر از ستاره‌هاي زرد هستند و ستاره‌هاي زرد داغ‌تر از ستاره‌هاي قرمز هستند.

اين درك منجر به ايجاد طرحي به نام نمودار هرتسپرونگ راسل (H-R) شد كه نموداري از ستاره ها بر اساس روشنايي و رنگ آن‌ها (كه به نوبه خود دماي آن‌ها را نشان مي‌دهد) است.

بيشتر ستاره ها روي خطي قرار مي‌گيرند كه به رشته اصلي معروف است. اين خط در نمودار از سمت چپ بالا (جايي كه ستاره‌هاي داغ درخشان‌تر هستند) به سمت راست پايين (جايي كه ستاره‌هاي سرد كم‌نورتر هستند)، كشيده شده است.

 

خاموش شدن ستاره
در نهايت، يك ستاره رشته اصلي تمام هيدروژن موجود در هسته خود را مي‎سوزاند و به پايان چرخه زندگي خود مي‌رسد. در اين مرحله، ستاره از رشته اصلي خارج مي‌شود.

ستاره‌هاي كوچك‌تر از يك چهارم جرم خورشيد مستقيما به كوتوله‌هاي سفيد تبديل مي‌شوند. كوتوله‌هاي سفيد ديگر در هسته خود همجوشي ندارند، ولي همچنان گرما ساطع مي‌كنند. در نهايت، كوتوله‌هاي سفيد بايد به كوتوله‌هاي سياه تبديل شوند كه فقط تئوري هستند. جهان به‌ اندازه كافي پير نيست تا اولين كوتوله‌هاي سفيد به‌ اندازه كافي سرد شوند و اين تبديل رخ دهد.

لايه‌هاي بيروني ستاره‌هاي بزرگ‌تر به سمت داخل فرو مي‌ريزد تا زماني كه دما به‌ اندازه‌اي گرم شود كه هليوم به كربن تبديل شود. سپس، فشار همجوشي يك نيروي به سمت بيرون ايجاد مي‌كند كه ستاره را چند برابر بزرگ‌تر از اندازه اصلي خود منبسط مي‌كند و يك غول سرخ را به‌ وجود مي‌آورد.

 

براي اطلاع از مقاله خورشيد چقدر داغ است؟ روي لينك كليك كنيد.
 

اين ستاره جديد بسيار كم‌نورتر از ستاره رشته اصلي است. در نهايت، خورشيد نيز به يك غول سرخ تبديل خواهد شد. با اين‌ حال جاي نگراني نيست، زيرا اين اتفاق تقريبا پنج ميليارد سال ديگر رخ خواهد داد.

«جاشوا بلكمن»، محقق متخصص در نجوم ستاره‌اي و منظومه‌هاي سياره‌اي در دانشگاه تاسماني مي‌گويد: «در فرايند تبديل شدن خورشيد به يك غول سرخ، احتمالا سياره‌هاي نزديك به آن مثل عطارد و زهره نابود خواهند شد.»

اگر جرم ستاره اوليه تا ۱۰ برابر خورشيد باشد، ۱۰۰ ميليون سال مواد خود را مي‌سوزاند و سپس به يك كوتوله سفيد فوق‌ متراكم فرو مي‌ريزد. ستاره‌هاي پرجرم‌تر در يك مرگ شديد ابرنواختري منفجر مي‌شوند و عناصر سنگين‌تري را كه در هسته‌شان تشكيل شده است، در سراسر كهكشان پرتاب مي‌كنند. هسته باقي‌مانده مي‌تواند يك ستاره نوتروني را تشكيل دهد، يك جسم فشرده كه اشكال مختلفي دارد.

عمر طولاني كوتوله‌هاي سرخ به اين معني است كه حتي كوتوله هايي كه مدت كوتاهي پس از بيگ بنگ تشكيل شده‌اند، هنوز وجود دارند. با اين‌ حال، اين اجسام كم‌جرم نيز در نهايت تمام هيدروژن خود را مي‌سوزانند و كم‌نورتر و سردتر شده و در نهايت خاموش مي‌شوند.

 

ستاره رشته اصلي

 

نتيجه

در اين مقاله به تعريف و ميزان عمر ستاره رشته اصلي پرداختيم و نكاتي را در رابطه با ستاره رشته اصلي عنوان كرديم. اگر شما هم به رصد ستارگان علاقمند هستيد مي توانيد با خريد تلسكوپ اين روياي خود را به واقعيت تبديل كنيد. خريد تلسكوپ در سايت موسسه طبيعت آسمان شب با بهترين قيمت و كيفيت امري دست يافتني است.  

 

براي دانلود مقاله ستاره رشته اصلي تعريف و چرخه عمر روي لينك كليك كنيد.
 منبع: سايت موسسه طبيعت آسمان شب و ستاره رشته اصلي تعريف و چرخه عمر


برچسب: خريد تلسكوپ، تلسكوپ، قيمت تلسكوپ، بهترين قيمت تلسكوپ، خريد ميكروسكوپ، ميكروسكوپ، آسمان شب، ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۸ فروردين ۱۴۰۳ساعت: ۱۲:۵۴:۵۰ توسط:asemaneshab موضوع: نظرات (0)

انرژي تاريك چيست؟

انرژي تاريك شكل غالب انرژي در كيهان است كه انبساط پرشتاب جهان را هدايت مي‌كند. با اين‌ حال، ماهيت آن همچنان ناشناخته است. انرژي تاريك شكلي فرضي از انرژي است كه فيزيكدانان آن را پيشنهاد كرده‌اند تا توضيح دهند چرا جهان نه تنها در حال انبساط است، بلكه اين كار را با سرعتي بالا انجام مي‌دهد.

انرژي تاريك را مي‌توان همتاي شيطاني نيروي گرانش در نظر گرفت، يعني يك نيروي ضد گرانش كه فشار منفي ايجاد مي‌كند كه جهان را پر كرده و تار و پود فضازمان را گسترش مي‌دهد. انرژي تاريك برخلاف نيروي گرانش كه اجرام كيهاني را به سمت يكديگر مي‌كشد، آن‌ها را با سرعت فزاينده‌اي از هم جدا مي‌كند. تخمين زده مي‌شود كه انرژي تاريك بين ۶۸ تا ۷۲درصد از كل انرژي و ماده كيهان را تشكيل مي‌دهد و بنابراين، به‌ شدت بر ماده تاريك و ماده روزمره تسلط دارد.

 

آيا انرژي تاريك را به‌ طور كامل مي‌شناسيم؟
تنها پاسخ واقعي به سوال «انرژي تاريك چيست؟»، در حال حاضر نمي‌دانيم است. با‌ اين‌ حال، دانشمندان تا حدودي انرژي تاريك را شناخته‌اند و چند نظريه پيشرو براي توضيح آن معرفي كرده‌اند. اين نظريه‌ها شامل انرژي خلا فضا، ذره‌هايي كه به‌ معناي واقعي كلمه در فضاي خالي به‌ وجود مي‌آيند و از بين مي‌روند و يك نيروي پنجم مسئول فشار منفي كه ممكن است باعث انبساط سريع جهان شود، هستند.

احتمال‌هاي ديگر، طيفي از انواع ميدان‌ها هستند كه مي‌توانند منبع انرژي تاريك باشند، مانند ميدان كم‌انرژي معروف به كوينتسنس و ميدان‌هاي تاكيون‌ها كه ذره‌هاي فرضي هستند كه سريع‌تر از نور حركت مي‌كنند. اين احتمال‌ها در حد فرضيه باقي مانده‌اند، به اين معني كه تنها راهي كه مي‌توانيم واقعا انرژي تاريك را بشناسيم، از طريق شناخت تاثير آن روي جهان است.

 

انرژي تاريك چيست؟

 

چرا انرژي تاريك بخشي ضروري از كيهان است؟
حدود ۲۵ سال پيش مشخص شد كه كيهان در حال انبساط است و با گذشت زمان سرعت آن بيشتر مي‌شود. اين فرايند از ۵ هزار ميليون سال گذشته در حال رخ دادن است و باعث مي‌شود كهكشان ها از يكديگر دور شوند. اگرچه تمام مشاهده‌هاي كيهاني ما اين پديده را تاييد مي‌كنند، هنوز توضيحي براي روند افزايشي انبساط نداريم. با اين‌ حال، ويژگي‌هاي ماده‌اي را كه اين اثر را ايجاد مي‌كند، مي‌شناسيم. يعني بايد ماده يا مايعي باشد كه بر طبيعت جذب‌كننده گرانش غلبه كند، رقيق باشد و در تمام فضازمان پخش شود.

در سال ۱۹۹۹، فيزيكداني به اسم «مايكل ترنر»، عنصر فرضي سازنده كيهان را انرژي تاريك ناميد. كلمه انرژي براي توضيح روند فعلي انبساط كيهان ضروري است. بدون آن، انبساط كند مي‌شود و در نهايت كيهان منفجر مي‌شود و فاصله بين كهكشان‌هاي مشاهده‌شده در ساختار مقياس بزرگ كاهش مي‌يابد.

 

چگونه مي‌دانيم انبساط ناشي از انرژي تاريك فقط به بيگ بنگ مرتبط نيست؟
مدل كيهاني ما يك جهان در حال انبساط را پيش‌بيني مي‌كند و در نتيجه وجود رويدادي را كه آن را انفجار بزرگ داغ مي‌ناميم، پيش‌بيني مي‌كند. با اين‌ حال، وضعيت فعلي انبساط در زمان ثابت نيست، بلكه در حال افزايش است. بنابراين، نرخ رو به رشد انبساط بايد توسط يك عامل متفاوت هدايت شود، چيزي كه در مراحل اوليه كيهان يا در زمان‌هايي كه كهكشان‌ها شكل مي‌گرفتند، عمل نمي‌كرد.

 

براي اطلاع از مقاله خورشيد چقدر داغ است؟ روي لينك كليك كنيد.
 

چرا انرژي تاريك اينقدر اسرارآميز است؟
از آ‌‌ن‌ جايي كه نمي‌توانيم مستقيما انرژي تاريك را اندازه‌گيري كنيم و حتي نمي‌دانيم از چه چيزي ساخته شده است، فرمول‌بندي آزمايش‌هايي براي شناسايي و مطالعه ماهيت آن واقعا چالش برانگيز است. همچنين مشاهده‌هاي فعلي با نرخ انبساطي كه هابل در حال حاضر نشان مي‌دهد، در تضاد است. بنابراين، مطمئن نيستيم كه آيا انرژي تاريك در طول زمان تغيير مي‌كند يا نه و اگر اين اتفاق رخ مي‌دهد، چه تاثيري بر پويايي انبساط مي‌گذارد. اگرچه سرنخ هايي پيدا كرده‌ايم، هنوز راه طولاني تا پرده‌برداري از ماهيت و ويژگي‌هاي انرژي تاريك پيش رو داريم.

 

مظنونان اصلي منشا انرژي تاريك چه هستند؟
بر اساس بيشتر مشاهده‌ها، محتمل‌ترين نامزد مناسب براي انرژي تاريك، ثابت كيهاني است كه معمولا به نوسان‌هاي خلا كوانتومي مربوط مي‌شود. اين مورد پسندترين (و ساده‌ترين) توضيح براي انرژي تاريك است و در مدل استاندارد كيهان‌شناسي گنجانده شده است. با اين‌ حال، پيشنهادهاي ديگري مانند ميدان‌هاي اسكالر، گاليله‌ها، اكسيون‌ها، ميدان‌هاي تاكيونيك يا حتي مدل‌هاي انرژي تاريك ديناميكي وجود دارند.

 معماي انرژي تاريك

آيا معماي انرژي تاريك در ۱۰ سال آينده حل خواهد شد؟
پيش‌بيني اينكه آيا تركيب اسرارآميز انرژي تاريك در چنين مدت كوتاهي حل خواهد شد (بيشتر پروژه‌هاي بين‌المللي تقريبا همين قدر طول مي‌كشند)، دشوار است. با وجود اين مطمئن هستيم كه براي درك اين عضو تشكيل‌دهنده كيهان در مسير درستي حركت مي‌كنيم.

تلسكوپ‌هايي مانند DES، DESI، Euclid، JWST، رصدخانه ورا روبين و نانسي گريس رومن تلاش مي‌كنند با رديابي ساختار مقياس بزرگ و اندازه‌گيري با تكنيك‌هاي مختلف، ماهيت و تكامل انرژي تاريك را در طول زمان رمزگشايي كنند. داده‌هاي زيادي وجود دارد كه ما را در اين سفر راهنمايي مي‌كند و بدون ترديد در درك انرژي تاريك و منشا كيهاني آن در حال پيشرفت هستيم.

 

انرژي تاريك چه كاري مي‌كند و نمي‌كند؟
اگر انرژي تاريك باعث انبساط جهان با سرعت فزاينده‌ مي‌شود، آيا نبايد ببينيم كه ليوان قهوه‌ از ما فاصله مي‌گيرد يا متوجه شويم رفت و آمدمان به محل كار هر روز طولاني‌تر مي‌شود؟

ما اين اتفاق‌ها را تجربه نمي‌كنيم، زيرا اجرام تحت نيروي گرانش مانند ستاره‌ها، منظومه‌هاي سياره‌اي، خوشه‌هاي ستاره‌اي، كهكشان‌ها، خوشه‌هاي كهكشاني و حتي ليوان قهوه و ميز، ظاهرا تاثير انرژي تاريك را تجربه نمي‌كنند. در مقياس‌هاي كوچك، گرانش انرژي تاريك را شكست مي‌دهد.

به‌ نظر مي‌رسد انرژي تاريك فقط در بزرگ‌ترين مقياس‌هاي جهان عمل مي‌كند. انبساط جهان نيز پديده‌اي است كه فقط با مشاهده كهكشان‌ها و ساير اجرام كيهاني قابل‌اندازه‌گيري است كه توسط خليج‌هاي عظيم فضايي به ترتيب ميليون‌ها و ميلياردها سال نوري از هم دور هستند و ده‌ها ميليارد سال نوري با ما فاصله دارند. هرچه فاصله‌اي كه اين اجرام كيهاني را از هم جدا مي‌كند بيشتر باشد، با سرعت بيشتري از يكديگر دور مي‌شوند.

بخواهيم ساده مثال بزنيم، تصور كنيد سه نقطه روي يك بادكنك بادنشده مي‌كشيد. دو نقطه نزديك به هم و سومي دورتر است. در اين قياس، انرژي تاريك هوايي است كه وارد بادكنك مي‌شود و بر جاذبه غلبه مي‌كند كه با كشيده شدن پوسته بادكنك نشان داده مي‌شود. همان‌طور كه بادكنك باد مي‌شود، هر سه نقطه از يكديگر دور مي‌شوند ولي دورترين نقطه با سرعت بيشتري دور خواهد شد.

اين درست مانند سه كهكشان است كه دوتاي آن‌ها نزديك به هم و سومي دورتر از بقيه قرار دارد. كهكشان دورتر با سرعت بيشتري در حال دور شدن است، زيرا فضاي بين آن و دو كهكشان ديگر مثل بادكنك در حال كشيده شدن بوده و فضاي بيشتر به معناي انبساط بيشتر است.

در حال حاضر، دانشمندان تخمين مي‌زنند كه كهكشان‌ها در هر يك ميليون سال، ۰.۰۰۷درصد از يكديگر دورتر مي‌شوند. «اتن سيگل»، اخترفيزيكدان نظري آمريكايي، توضيح مي‌دهد كه يك جرم كيهاني در فاصله ۱۰۰ ميليون سال نوري با سرعت ۱۳۳۶ مايل در ثانيه (۲۱۵۰ كيلومتر در ثانيه) در حال عقب‌نشيني است. همزمان، يك كهكشان در فاصله يك ميليارد سال نوري از ما ده برابر سريع‌تر، يعني با سرعتي در حدود ۱۳۳۶۰ مايل در ثانيه (۲۱۵۰۰۰ كيلومتر بر ثانيه) عقب‌نشيني مي‌كند.

سرعت انبساط كهكشان GN-z11 اندازه‌گيري شده است. GN-z11 يكي از قديمي‌ترين كهكشان‌هايي است كه تاكنون كشف شده و چيزي كه مي‌بينيم مربوط به زماني است كه كيهان فقط ۴۰۰ ميليون سال سن داشت.

تقريبا در فاصله ۳۲ ميليارد سال نوري، انرژي تاريك با چنان سرعتي بافت فضا را گسترش مي‌دهد كه كهكشان GN-z11 با سرعت تخميني ۴۲۶۸۸۲ مايل در ثانيه (۶۸۷۰۰۰ كيلومتر بر ثانيه)، يعني بيش از دو برابر سرعت نور، در حال دور شدن از ما است.

در حاليكه هيچ چيز نمي‌تواند در فضا سريع‌تر از سرعت نور در خلاء حركت كند (۱۸۶۲۸۲ مايل در ثانيه يا ۲۹۹۷۹۲ كيلومتر در ثانيه)، انرژي تاريك نشان مي‌دهد كه خود بافت فضا چنين محدوديت سرعتي ندارد.

وقتي كهكشان‌ها از هم جدا مي‌شوند، شكل خود را حفظ مي‌كنند و به ‌لطف يكي ديگر از جنبه‌هاي اسرارآميز جهان يعني ماده تاريك، از هم نمي‌پاشند. اگرچه انرژي تاريك و ماده تاريك نام‌هاي مشابهي دارند و گاهي هر دو به‌عنوان «جهان تاريك» توصيف مي‌شوند، به غير از چند شباهت سطحي، ارتباطي با يكديگر ندارند.

انرژي تاريك و ماده تاريك: تفاوت آن‌ها چيست؟
انرژي تاريك و ماده تاريك از جنبه‌هاي اسرارآميز جهان هستند و هر توضيحي را به چالش كشيده‌اند. هيچ كدام از آن‌ها را نمي‌توان مستقيما شناسايي كرد و وجود آن‌ها از تاثيري كه روي ماده مرئي مي‌گذارند، استنباط مي‌شود. با اين‌ حال، درست نيست كه انرژي تاريك را صرفا معادل ماده تاريك در نظر بگيريم.

ماده تاريك مثل ماده‌اي كه از اتم‌هاي حاوي پروتون و نوترون ساخته شده است، بخشي از خانواده باريون ذره‌ها كه ما را احاطه كرده و به‌ عنوان ماده باريوني شناخته مي‌شود، با نور برهم كنش نمي‌كند. بنابراين، ماده تاريك به معناي واقعي كلمه تاريك است. عبارت تاريك در تركيب ماده تاريك بيشتر به معناي واقعي كلمه استفاده مي‌شود و در تركيب انرژي تاريك صرفا به يك طبيعت مرموز اشاره مي‌كند.

مهم‌ترين چيزي كه وجود ماده تاريك را ثابت مي‌كند، اثر گرانشي آن است كه كهكشان‌ها را كنار هم نگه مي‌دارد. بدون تاثير گرانشي ماده تاريك، كهكشان‌ها به‌ قدري سريع مي‌چرخند كه تاثير گرانشي ماده مرئي آن‌ها، يعني ستاره‌ها، سياره‌ها، گاز و غبار، براي جلوگيري از دور شدن آ‌ن‌ها كافي نخواهد بود.

اين يعني همان‌طور كه انرژي تاريك اشيا را در مقياس بزرگ از هم جدا مي‌كند، ماده تاريك كهكشان‌ها را در مقياس كوچك‌تر كنار هم نگه مي‌دارد. از اين نظر مي‌توانيم فرض كنيم كه انرژي تاريك و ماده تاريك تقريبا تاثير متضاد در جهان دارند.

اگر جهان را يك طناب فرض كنيم، به‌ نظر مي‌رسد انرژي تاريك و گرانش در مسابقه طناب‌كشي هستند. رقيب اصلي با بيشترين قدرت كشش ماده تاريك است، ولي قدرت واقعي آن چقدر است؟

از نظر محتواي ماده و انرژي جهان، سهم انرژي تاريك حدود ۶۸ تا ۷۲درصد تخمين زده شده است. در نتيجه، حدود ۲۸ تا ۳۲درصد از بودجه ماده و انرژي جهان از چيز ديگري تشكيل شده است كه بخش عمده آن را ماده تاريك و ماده باريوني تشكيل مي‌دهد.

طبق گزارش سازمان اروپايي پژوهش‌هاي هسته‌اي، ماده تاريك با نسبت ۶ به ۱ از ماده باريوني در كيهان بيشتر است. اين يعني حدود ۲۵درصد از بودجه انرژي و ماده كيهان را ماده تاريك تشكيل مي‌دهد. بنابراين، به اين درك تكان‌دهنده مي‌رسيم كه ماده تشكيل‌دهنده ستاره‌ها، سياره‌ها و همه چيزهايي كه در اطراف خود مي‌بينيم، تقريبا فقط ۵درصد از كل محتواي جهان است.

بنابراين جاي تعجب نيست كه حل معماي جهان تاريك به دغدغه‌اي مهم براي دانشمندان تبديل شده است. زيرا وجود آن به اين معني است كه ما به معناي واقعي كلمه نمي‌دانيم ۹۵درصد جهان چيست.

 

چه شواهدي براي انرژي تاريك داريم؟
شناسايي انرژي تاريك از طريق كشف اينكه انبساط جهان در حال شتاب است، توسط دو تيم از دانشمندان كه به‌ طور مستقل كار مي‌كردند در اواخر دهه ۱۹۹۰ رخ داد. اين تيم‌ها در حال بررسي‌ ابرنواخترهاي نوع يكم اي بودند. ابرنواخترها انفجارهاي كيهاني هستند كه هنگام مرگ ستاره‌هاي پرجرم رخ مي‌دهند و از آن‌جايي كه به‌ طور يكنواخت نور ساطع مي‌كنند، براي اندازه‌گيري فواصل كيهاني عالي هستند.

همان‌طور كه جهان منبسط مي‌شود، طول موج نوري كه از منابع دور بعد از مدت طولاني به زمين مي‌رسد كشيده مي‌شود. از آن‌جايي كه رنگ قرمز با نور موج‌ بلند مرتبط است، اين امر منجر به قرمز شدن نور مي‌شود كه اخترشناسان آن را «انتقال به تابش سرخ» مي‌نامند. هر چه منبع نور دورتر باشد، نور آن قرمزتر مي‌شود. نور از منابع بسيار دوري كه در زمان جواني جهان وجود داشتند به ناحيه فروسرخ طيف الكترومغناطيسي منتقل مي‌شود.

اخترشناسان در حال مشاهده ابرنواخترهاي به‌ اصطلاح «شمع استاندارد» بودند تا بتوانند سرعت انبساط جهاني را اندازه‌گيري‌كنند كه ثابت هابل ناميده مي‌شود. آن‌ها متوجه شدند ابرنواخترهاي دوردست‌تري كه وقتي جهان بسيار جوان‌تر بود منفجر شده بودند، كم نورتر از حد انتظار بودند.

اين بدان معنا بود كه اين ابرنواخترها دورتر از چيزي هستند كه بايد باشند كه نشان مي‌دهد سرعت انبساط جهان در حال افزايش است. اين كشف با مشاهده‌هاي بعدي و اندازه‌گيري ميداني تشعشع‌هاي باقي‌مانده از زمان انفجار بزرگ به نام «تابش زمينه كيهاني (CMB)» تاييد شد.

 

 ثابت كيهاني و انرژي تاريك

 

ثابت كيهاني و انرژي تاريك: بدترين پيش‌بيني در تاريخ فيزيك
كشف انتقال به تابش سرخ نور از منابع دور و در نتيجه انبساط جهان توسط ستاره‌شناس معروف ادوين هابل در دهه ۱۹۳۰ آلبرت انيشتين را مجبور كرد تا عاملي به نام ثابت كيهاني (λ) را از معادله‌هاي خود حذف كند.

وقتي انيشتين فرمول نسبيت عام را در سال ۱۹۱۵ ارائه كرد، از اينكه نشان مي‌داد جهان بايد در حال انبساط يا انقباض باشد، شگفت‌زده شده بود. از آن‌جايي كه اين فيزيكدان بزرگ مانند بسياري در آن زمان طرفدار ايده يك جهان با حالت پايدار بود، اين يافته يك مشكل بود.

انيشتين براي حل اين مشكل λ ، يك عامل فرضي را معرفي كرد كه بعدها آن را به‌ عنوان بزرگ‌ترين اشتباه خود توصيف كرد. اين عامل فرضي  يك ضدگرانش براي متعادل كردن گرانش و اطمينان از اين بود كه جهان مدل‌سازي‌شده پايدار است و در حال گسترش يا انقباض نيست.

بنابراين، ثابت كيهاني به سطل زباله كيهاني انداخته شد ولي مدت طولاني در آن باقي نماند. كشف سرعت رو به افزايش انبساط جهان حتي از كشف هابل نيز شگفت‌انگيزتر بود و كيهان‌شناسان را مجبور كرد تا ثابت كيهاني λ را نجات دهند. امروزه از λ براي نمايش اثر انرژي تاريك استفاده مي‌شود، شكل جديدي از «ضدگرانش» كه كيهان را به‌ جاي ثابت نگه داشتن از هم جدا مي‌كند.

متاسفانه، ثابت كيهاني λ براي كيهان‌شناسان امروزي مثل انيشتين يا شايد حتي بيشتر، دردسرساز شده است. مظنون اصلي λ در حال حاضر انرژي خلا خود فضا است كه در واقع فشار منفي بر اجرام كيهاني وارد مي‌كند. اين يعني انرژي تاريك در همه جا يكسان است ولي يك مشكل بزرگ در اين توضيح وجود دارد.

بين مقدار زياد انرژي خلا پيشنهادشده توسط نظريه كوانتومي و مقدار λ ارائه‌شده توسط مشاهده تفاوت زيادي وجود دارد. برآورد نظري اين انرژي فضاي خالي با كمك نظريه ميدان كوانتومي حدودا ۱۲۰ ^ ۱۰ × ۱ (۱ با ۱۲۰ صفر) بزرگ‌تر از مقدار λ است كه اخترشناسان با مشاهده انتقال به سرخ ابرنواخترها در كيهان مشاهده مي‌كنند.

 به‌ همين دليل است كه تخمين λ از نظريه ميدان كوانتومي توسط برخي از دانشمندان بدترين پيش‌بيني نظري در تاريخ فيزيك ناميده مي‌شود. در همين راستا، اصلاح اين رشته از فيزيك و پيشرفت‌هاي ما در نجوم كمكي به رفع اين نابرابري نمي‌كند، بلكه آن را تقويت مي‌كند.

 

چرا انرژي تاريك اينقدر دردسرساز است؟
كشف انبساط جهان توسط هابل جامعه علمي را از جمله انيشتين شوكه كرد. با اين‌ حال درك اين موضوع كه اين انبساط در حال شتاب گرفتن است و چيزي به نام انرژي تاريك وجود دارد، واقعا براي فيزيكدانان نگران‌كننده‌تر بود.

اين كشف قبل از اواخر دهه ۱۹۹۰ رخ داد، يعني زماني كه فيزيكدانان تصور مي‌كردند همه اشكال ماده و انرژي نيروي گرانش دارند و بنابراين، انبساط جهان در نهايت به ‌لطف تاثير گرانش آهسته‌تر خواهد شد.

كشف انرژي تاريك و انبساط فزاينده جهان اين باور را كاملا تغيير داد. براي درك اينكه چرا اين موضوع براي فيزيكدانان دردسرساز است، يك قياس ساده ديگر را در نظر بگيريد. فرض كنيد كودكي را روي تاب هل مي‌دهيد. فشار اوليه‌اي كه وارد مي‌كنيد مشابه همان چيزي است كه دوره اوليه انبساط سريع يا به‌ اصطلاح بيگ بنگ را شروع كرد. تاب در قوس خود به حداكثر معيني مي‌رسد كه مشابه انبساط سريع فوري است كه مشخصه بيگ بنگ است. سپس، شروع به كند شدن مي‌كند و كودك و تاب به‌ آرامي متوقف مي‌شوند.

تخمين زده مي‌شود كه تورم اوليه بين ۳۲ - ^ ۱۰ و ۳۳ - ^ ۱۰ ثانيه پس از بيگ بنگ متوقف شده باشد ولي انبساط براي ميلياردها سال پس از آن هرچند بسيار كندتر، ادامه دارد. در اين دوره از كيهان، گرانش نيروي غالب بود كه باعث به‌ وجود آمدن ساختارهاي بزرگ‌تر مثل ستاره‌ها، كهكشان‌ها و خوشه‌هاي كهكشاني شد. سپس بين ۳ تا ۷ ميليارد سال پيش، اين اتفاق جالب رخ داد كه انرژي تاريك بر گرانش غلبه كرد و جهان دوباره به‌ سرعت منبسط شد.

دوباره قياس تاب را در نظر بگيريد. شروع اين دومين دوره انبساط مثل اين بود كه ناگهان و بدون اعمال فشار بيشتر، سرعت تاب بيشتر شود و به نقطه اوج برسد، طوري كه انگار گرانش را به چالش مي‌كشد. كاري كه انرژي تاريك با تار و پود فضازمان در اين عصر تحت سلطه انرژي تاريك جهان انجام مي‌دهد، مشابه همين فشار خيالي است. اگر نگران هستيد كه با افزايش سرعت براي كودك روي تاب چه اتفاقي مي‌افتد، متوجه خواهيد شد كه كيهان‌شناسان چقدر نگران تاثير انرژي تاريك روي سرنوشت جهان هستند.

 

براي اطلاع از مقاله كوتوله ‌هاي سفيد حقايقي در مورد بقاياي متراكم ستاره ‌ها روي لينك كليك كنيد.
 

چرا درك انرژي تاريك مهم است؟
درك انرژي تاريك براي ساختن يك مدل دقيق از نحوه تكامل جهان در طول زمان، شكلي كه به خود مي‌گيرد و نحوه پايان يافتن آن، اهميت زيادي دارد. منشا و سرنوشت جهان توسط چگالي بحراني آن تعيين مي‌شود كه مركز اخترفيزيك و ابر محاسبات Swinburne آن را به‌ عنوان «چگالي متوسط ماده لازم براي متوقف شدن انبساط جهان پس از مدت نامحدود» تعريف كرده است.

اگر چگالي ماده/انرژي جهان با چگالي بحراني برابر باشد، جهان از نظر هندسي مثل يك ورق كاغذ صاف است. در يك جهان تحت سلطه ماده، چگالي بحراني بين چگالي موردنياز يك جهان سنگين در حال فروپاشي و چگالي جهان نوري است كه تا ابد منبسط مي‌شود.

محتواي كل كيهان بدون انرژي تاريك تنها حدود ۳۰درصد از چيزي است كه براي يك جهان مسطح موردنياز است. اگر جهان توسط بيگ بنگ ايجاد شده باشد، اين هندسه‌اي است كه بايد داشته باشد. زيرا تورم اوليه جهان را از نظر هندسي مثل يك ورق كاغذ صاف كرده است. اضافه كردن انرژي تاريك به بودجه انرژي و جرم جهان به‌ اندازه كافي آن را بالا مي‌برد تا جهان تخت باشد و در ساده‌ترين مدل‌هاي تورم كيهاني، چگالي جهان را به چگالي بحراني نزديك مي‌كند.

قبل از معرفي انرژي تاريك، كيهان‌شناسان تصور مي‌كردند كه در نهايت كشش گرانش بر انبساط كيهان غلبه خواهد كرد. اين مي‌تواند به چند پايان احتمالي براي جهان منجر شود كه يكي از آن‌ها مه‌‌رمب است. بر اساس اين نظريه، جهان شروع به انقباض مي‌كند و درون خود فرو مي‌ريزد. شتاب انبساط جهان اين ايده را رد مي‌كند. اگر انرژي تاريك به شتاب دادن به انبساط كيهان ادامه دهد، به‌ جاي انقباض بزرگ، سرنوشت آن ممكن است يك شكاف بزرگ باشد.

در اين سناريو، انرژي تاريك در نهايت بر تمامي نيروهاي بنيادي جهان، گرانش، الكترومغناطيس و نيروهاي هسته‌اي قوي و ضعيف، غالب مي‌شود. در نتيجه هر چيزي كه در حال حاضر توسط اين نيروها به هم متصل شده‌اند يعني كهكشان‌ها، سياره‌ها، انسان‌ها و حتي پروتون‌ها و نوترون‌هايي كه اتم‌ها را مي‌سازند، از هم مي‌پاشند.

نتيجه

اين جهان مملو از شگفتي هاست كه ماده تاريك و انرژي تاريك جزوي از آن هستند. كيهان عجايبي زيادي را در خود جاي داده است كه دانشمندان و ستاره شناسان با مطالعه و بررسي توسط ابزار علم نجوم مانند تلسكوپ در پي كشف شگفتي ها هستند. شما هم ميتوانيد با خريد تلسكوپ از رصد آسمان و شگفتي هاي آن لذت ببريد. خريد تلسكوپ در سايت موسسه طبيعت آسمان شب با بهترين قيمت و كيفيت بسيار آسان و راحت امكان پذير است.

 

براي دانلود مقاله انرژي تاريك چيست؟ روي لينك كليك كنيد.
 منبع: سايت موسسه طبيعت آسمان شب و انرژي تاريك چيست؟


برچسب: خريد تلسكوپ، تلسكوپ، قيمت تلسكوپ، بهترين قيمت تلسكوپ، خريد ميكروسكوپ، ميكروسكوپ، آسمان شب، ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۶ فروردين ۱۴۰۳ساعت: ۱۰:۴۷:۵۴ توسط:asemaneshab موضوع: نظرات (0)

سن جهان چقدر است؟

سن جهان تقريبا ۱۳.۸ ميليارد سال است ولي سن دقيق آن هنوز مشخص نيست. آنچه مي‌دانيم اين است كه جهان به احتمال زياد كمتر از ۱۴ ميليارد سال قدمت دارد. ماموريت‌هاي مختلف در تحقيق‌هاي خود تخمين‌هاي متفاوتي را به ‎‌دست آورده‌اند. داده‌هاي ماموريت پلانك آژانس فضايي اروپا كه بين سال‌هاي ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳ جمع‌آوري شد، نشان مي‌دهد كه جهان ۱۳.۸۲ ميليارد سال قدمت دارد.

بر اساس مشاهده‌هاي تلسكوپ كيهان‌شناسي آتاكاما در شيلي، سن كيهان چند صد ميليون سال كمتر و ۱۳.۷۷ ميليارد سال، برآورد شده است. با اين‌ حال، ستاره‌شناسان دانشگاه كارديف در بريتانيا معتقد هستند كه بي‌ثباتي در اين اندازه‌گيري با سن به‌ دست‌آمده توسط ماموريت پلانك مطابقت دارد.

اگر اندازه‌گيري‌هاي بحث‌برانگيز نرخ انبساط كيهان درست باشد، كيهان ممكن است جوان‌تر باشد. نبود قطعيت به اين دليل نيست كه روش‌هاي موجود براي اندازه‌گيري سن جهان بد هستند، بلكه هنوز چيزهايي درباره جهان وجود دارد كه نمي‌دانيم.

يك قرن پيش فرض بر اين بود كه جهان ابدي و ايستا است. سپس در سال ۱۹۲۴، «ادوين هابل» با استفاده از بزرگ‌ترين تلسكوپ جهان در آن زمان يعني تلسكوپ ۱۰۰ اينچي (۲.۵ متري) هوكر در رصدخانه مونت ويلسون در كاليفرنيا، كشف كرد كه تقريبا همه كهكشان‌ها در حال دور شدن از ما هستند. جهان در حال انبساط است و اين پيامدهاي عميقي دارد.

اگر انبساط جهان كهكشان‌ها را از هم دور مي‌كند، بنابراين در گذشته بايد به هم نزديك‌تر بوده باشند. اگر انبساط را به‌ اندازه كافي به عقب برگردانيم، هر كهكشاني بايد از يك نقطه در فضا و زمان منشا گرفته باشد. اين نقطه بيگ بنگ است، يعني لحظه‌اي كه جهان ايجاد شد. يك جهان در حال انبساط نمي‌تواند ابدي باشد، ولي بايد تاريخ شروع قطعي داشته باشد. بدون يك ساعت كيهاني كه بتوان به آن رجوع كرد، اخترشناسان مجبور هستند سن جهان را كشف كنند و تلاش‌هاي آن‌ها همچنان ادامه دارد.

 

آيا ممكن است جهان بيش از ۱۴ ميليارد سال قدمت داشته باشد؟
بعيد است كه جهان بيش از ۱۴ ميليارد سال سن داشته باشد. اگر جهان قديمي‌تر باشد، بايد مدل استاندارد كيهان‌شناسي، به‌ اصطلاح لامبدا-سي دي ام را كه جهان در حال گسترش فعلي ما را توصيف مي‌كند، كنار بگذاريم. همچنين، شواهد ديگري وجود دارد كه نشان مي‌دهد عمر جهان كمتر از ۱۴ ميليارد سال است. مثلا دورترين ستاره‌ها و كهكشان‌ها كه تا ۱۳.۵ ميليارد سال پيش وجود داشته‌اند، جوان و از نظر شيميايي نابالغ به نظر مي‌رسند. اين دقيقا همان چيزي است كه انتظار داريم كمي بعد از تشكيل آن‌ها و كيهان ببينيم.

 

سن جهان قابل مشاهده

 

جهان قابل‌ مشاهده چقدر بزرگ است؟
يك تصور غلط رايج اين است كه چون هيچ چيزي در فضا سريع‌تر از سرعت نور حركت نمي‌كند، شعاع جهان قابل‌ مشاهده بايد برابر با سن جهان يعني تقريبا ۱۳.۸ ميليارد سال باشد. با اين‌ حال، در واقعيت جهان قابل‌ مشاهده، منطقه‌اي از فضا كه نور آن براي رسيدن به ما زمان داشته است، ۴۶.۵ ميليارد سال نوري است. اين چطور ممكن است؟

در حاليكه سرعت نور حداكثر سرعت ممكن در فضا است، خود فضا چنين محدوديت سرعتي را ندارد. دورترين نقاط جهان مرئي بسيار سريع‌تر از سرعت نور از ما دور مي‌شوند و به جهان قابل‌مشاهده اجازه متورم شدن مي‌دهند. كهكشاني كه نور آن ۱۳.۵ ميليارد سال پيش آغاز شد، مثل كهكشاني كه توسط تلسكوپ فضايي جيمز وب مشاهده شد، اكنون بسيار دورتر است. زيرا از زماني كه آن نور از آن خارج شد، فضا گسترش پيدا كرده است.

 

كيهان در مقايسه با زمين چقدر قدمت دارد؟
كيهان با عمر تقريبا ۱۳.۸ ميليارد سال، قدمت بسيار بيشتري نسبت به زمين دارد. بر اساس روشي به نام تاريخ‌سنجي راديومتريك كه ميزان واپاشي راديواكتيو ايزوتوپ‌ها را در يك نمونه اندازه‌گيري مي‌كند تا سن آن را تعيين كند، سن زمين ۴.۵ ميليارد سال برآورد شده است.

قديمي‌ترين سنگ‌هاي روي زمين ۴.۲ ميليارد سال سن دارند. سنگ‌هاي قديمي‌تر از طريق تكتونيك صفحه بازيافت شده‌اند. دانشمندان تاريخ‌سنجي راديومتريك را روي سنگ‌هاي ماه و شهاب‌سنگ‌ها نيز انجام داده‌اند و تمامي داده‌ها نشان مي‌دهند كه سن منظومه شمسي، از جمله زمين و تمام سياره‌ها، ۴.۵ ميليارد سال است.

 

براي اطلاع از مقاله خورشيد چقدر داغ است؟ روي لينك كليك كنيد.
 

آيا ستاره‌هايي با عمر بيشتر از كيهان وجود دارند؟
ادعاهايي وجود دارد كه تعداد كمي از ستاره‌ها پيرتر از كيهان به‌ نظر مي‌رسند. اين غيرممكن به‌ نظر مي‌رسد ولي اگر درست باشد، به اين معني است كه كيهان‌شناسي استاندارد اشتباه است. يكي از اين ستاره‌هاي معروف متوشالح است كه به‌ طور دقيق‌تر با نام HD 140283 شناخته مي‌شود و در فاصله ۱۹۰ سال نوري از ما قرار دارد. اين ستاره حاوي چند عنصر سنگين‌تر از هيدروژن و هليوم اوليه‌اي است كه از آن تشكيل شده و ستاره‌شناسان در ابتدا عمر آن را ۱۶ ميليارد سال تخمين زدند.

با اين‌ حال، به‌ جاي نادرست بودن كيهان‌شناسي، محتمل‌تر است كه درك ما از فرايند پير شدن ستاره‌ها كاملا درست نباشد. تحليل‌هاي بعدي مدل‌هاي چرخه عمر ستاره‌ها را ارتقا داده و يك مقاله علمي اخير در اين زمينه سن متوشالح را حدود ۱۲ ميليارد سال تعيين كرده است.

 

چگونه سن جهان را با استفاده از تابش زمينه كيهاني (CMB) اندازه‌گيري مي‌كنيم؟
در طول چند صد هزار سال اول كيهان، جهان مثل يك سوپ داغ و پلاسمايي از ذره‌هاي باردار و تشعشع بود. در اين سوپ، ماده تاريك به‌ عنوان جرم غالب كيهان، شروع به كشيده شدن به هم كرد و دانه‌هاي گرانشي كهكشان‌ها و خوشه‌ها را تشكيل داد.

همان‌ طور كه امواج عظيمي در كيهان موج مي‌زدند، پلاسما همراه با آن‌ها كشيده مي‌شد و به اطراف مي‌چرخيد. درست مثل اقيانوس، تركيبي از موج‌هاي بلند و كوتاه وجود داشت.

در چهارصد هزار سال، جهان به‌ اندازه‌ كافي سرد شد تا پلاسما خنثي شود. در اين زمان، الكترون‌ها به پروتون‌ها پيوستند و اولين اتم‌هاي هيدروژن را ايجاد كردند. در نتيجه، جهان شفاف شد و تابش آزادانه در آن جريان پيدا كرد. امروزه اين تابش را به عنوان تابش زمينه كيهاني مي‌بينيم. امواجي كه در كيهان اوليه وجود داشتند در اين تابش به‌‌ شكل تغييرهاي دمايي كوچك هستند.

كيهان‌شناسان بر اساس فيزيك گرانش و پلاسما قادر هستند اندازه و تركيب امواج در جهان اوليه را محاسبه كنند. با اين‌ حال، نحوه مشاهده اين امواج روي زمين به چگونگي گسترش جهان در سيزده ميليارد سال گذشته، به‌ ويژه به انحناي فضا و نرخ انبساط كه توسط ثابت هابل تعيين شده است، بستگي دارد.

بنابراين، با مقايسه اندازه زاويه‌اي كه مي‌بينيم با نحوه درك ما از رفتار اين امواج پلاسما، چيزي كه مي‌آموزيم ثابت هابل است.

 

اندازه گيري سن جهان

 

اندازه‌گيري CMB ثابت هابل ۶۷ كيلومتر در ثانيه در هر مگاپارسك است. با اندازه‌گيري نور ابرنواخترها، اخترشناسان به مقدار متفاوت ۷۳ كيلومتر در ثانيه در هر مگاپارسك مي‌رسند. بسته به اينكه كدام درست است، چه تاثيري روي سن جهان دارد؟
در نظريه‌هاي كيهان‌شناسي، ثابت هابل عددي است كه مقياس جهان را تعيين مي‌كند. با فرض برابر بودن فاكتورهاي ديگر، ثابت هابل بزرگ‌تر عموما به‌ معناي جهان جوان‌تر است.

بنابراين، جهاني با ثابت هابل km/s/Mpc ۷۳ حدود ۹۲درصد سن يك جهان با ثابت هابل ۶۷ است (۱۲.۶ ميليارد سال در مقابل ۱۳.۸ ميليارد سال). مشكل واقعي تنش هابل نيست، بلكه قطعيت در اين اندازه‌گيري‌ها است.

تفاوت ثابت هابل معمولا زياد است، بنابراين اين دو عدد از نظر آماري همپوشاني دارند. ادعاهاي كنوني اين است كه بي‌ثباتي‌ها در حال حاضر به‌ اندازه‌اي كوچك هستند كه دو سني كه به‌ دست مي‌آوريم سازگار نيستند. بنابراين يك مشكل ساده (مثل دست كم گرفتن بي‌ثباتي‌ها) يا عميق (چيزي عجيب در حال رخ دادن در جهان است) وجود دارد.

 

اخيرا، مقاله‌اي توسط راجندرا گوپتا از دانشگاه اتاوا منتشر شده است كه در آن استدلال مي‌كند بررسي كهكشان‌هاي دور با JWST، وجود ستاره‌هايي كه ظاهرا بيشتر از ۱۳.۸ ميليارد سال عمر دارند و پديده‌اي به نام «نور خسته» نشان مي‌دهد كه عمر جهان در واقع ۲۶.۷ ميليارد سال است. آيا اين نظريه جديد الزام‌هاي نظريه‌هايي را كه تلاش مي‌كنند مدل استاندارد كيهان‌شناسي را كه در كتابچه راهنماي انقلاب كيهاني ارائه كرده‌ايد به چالش بكشند، برآورده مي‌كند؟
اين مدل كيهاني جديد پيچيدگي قابل‌ توجهي را براي حل مساله كهكشان‌هاي بزرگ در جهان اوليه اضافه مي‌كند. آيا اين پيچيدگي واقعا قابل‌توجيه است؟

بيشتر كيهان‌شناسان احساس مي‌كنند كه مشاهده‌هاي JWST احتمالا به ايرادهاي ايده‌هاي ما درباره شكل‌گيري كهكشان‌ها در مراحل اوليه كيهان اشاره مي‌كنند و نه مشكلي در خود جهان. همچنين، ويژگي‌هاي اضافه‌شده مانند نور خسته، با مشاهده‌ها مطابقت ندارند. به ياد داشته باشيد، اگر قرار باشد يك كيهان‌شناسي پيشنهادي جديد را جدي بگيريم، بايد همه مشاهده‌هاي قبلي و جديد را توضيح دهد. اين مدل جديد هنوز اين كار را نكرده است و احتمالا نخواهد كرد.

چگونه عمر جهان را مي‌دانيم؟
مهم‌ترين نكته درباره جهان در حال انبساط اين است كه هرچقدر يك كهكشان دورتر باشد، سريع‌تر از ما دور مي‌شود. هابل و ستاره‌شناس و كشيش بلژيكي «ژرژ لومتر»، به‌طور مستقل اين رابطه را از نظر رياضي كميت‌سنجي كردند كه به‌عنوان قانون هابل-لومتر شناخته مي‌شود.

اين قانون مي‌گويد سرعتي كه يك كهكشان از ما دور مي‌شود، برابر است با فاصله كهكشان ضرب در ثابت تناسب (ثابت هابل يا H0) كه نرخ انبساط جهان را نشان مي‌دهد. اگر مقدار دقيق H0 را داشته باشيم، مي‌توانيم تاريخ جهان را به عقب برگردانيم و زمان وقوع بيگ بنگ را محاسبه كنيم.

بنابراين، براي محاسبهH0  بايد قادر به اندازه‌گيري فاصله از كهكشان‌ها و سرعت عقب‌نشيني آن‌ها (سرعت دور شدن از ما) باشيم. براي اندازه‌گيري فاصله از كهكشان‌هاي دور از «شمع‌هاي استاندارد» استفاده مي‌كنيم. شمع‌هاي استاندارد اجرامي هستند كه درخشندگي استاندارد و به‌ راحتي قابل‌پيش‌بيني دارند. دو نمونه خوب عبارتند از ستاره‌هاي متغير دلتا قيفاووسي و ابرنواخترهاي نوع يكم اي.

ستاره‌هاي متغير دلتا قيفاووسي كه توسط ستاره‌شناس هاروارد به اسم «هنريتا سوان ليويت» در اوايل قرن بيستم كشف شدند، نوعي ستاره‌ تپنده هستند كه تپش آن‌ها باعث تغيير درخشندگي آن‌ها به‌ صورت دوره‌اي مي‌شود. ليويت متوجه شد هر چه دوره تغيير ستاره طولاني‌تر باشد، روشن‌تر است.

بين دوره تغيير ستاره‌ متغير دلتا قيفاووسي و درخشندگي ذاتي آن يك رابطه مستقيم وجود دارد. بنابراين وقتي اين ستاره را در آسمان شب مشاهده مي‌كنيم، زمان بين اوج‌هاي روشنايي آن را اندازه‌گيري مي‌كنيم تا حداكثر درخشندگي ذاتي آن را كشف كنيم. سپس چون مي‌دانيم چقدر بايد روشن باشد، اين روشنايي را با ميزان روشن يا كم‌نور بودن آن در آسمان شب مقايسه مي‌كنيم تا فاصله آن را تعيين كنيم.

ابرنواخترهاي نوع يكم اي نيز همين‌طور هستند. آن‌ها انفجار كوتوله‌هاي سفيد يعني بقاياي ستاره‌اي بسيار متراكم هستند و درخشندگي قابل استانداردسازي دارند. از آن‌ جايي ‌كه ابرنواخترها بسيار درخشان‌تر از ستاره‌هاي قيفاووسي هستند، مي‌توان از آن‌ها براي تعيين فاصله تا كهكشان‌ها در محدوده بسيار بيشتر استفاده كرد.

سرعت كهكشاني را كه با انبساط كيهاني از ما دور مي‌شود، مي‌توان از انتقال به سرخ آن اندازه‌گيري كرد. هرچه كهكشان از ما دورتر باشد، نور آن بيشتر به قرمز منتقل مي‌شود. همچنين هرچه كهكشان دورتر باشد، سرعت عقب‌نشيني آن بيشتر است. بنابراين، انتقال به سرخ به‌ شدت به سرعت عقب‌نشيني وابسته است.

ستاره‌شناسان فاصله و سرعت عقب‌نشيني ميليون‌ها كهكشان را اندازه‌گيري مي‌كنند و سپس اعداد به‌ دست‌آمده را در قانون هابل-لماير قرار مي‌دهند تا نرخ انبساط جهان را محاسبه كنند. در ادامه بر اساس اين نرخ، زمان كيهاني را به عقب برمي‌گردانند تا سن كيهان را پيدا كنند.

 

تنش هابل
يك راه ديگر براي اندازه‌گيري سن كيهان اندازه‌گيري تابش زمينه كيهاني (CMB)، تابش باقي‌مانده از بيگ بنگ، است. جهان در ۳۸۰ هزار سال اول به‌ قدري داغ و متراكم بود كه فوتون‌هاي منتشرشده توسط بيگ بنگ به دام افتاده بودند و مدام الكترون‌هاي آزاد را پراكنده مي‌كردند.

وقتي جهان به‌ اندازه‌اي سرد شد كه هسته‌هاي اتم بتوانند بيشتر الكترون‌ها را جذب كنند و اتم‌هاي كاملي را تشكيل دهند، اين فوتون‌ها توانستند بدون مانع در فضا حركت كنند.

در نتيجه اين اتفاق، جهان شفاف شد و تشعشعي كه پس از ۳۸۰ هزار سال منتشر شد، همان چيزي است كه ما امروز به‌ عنوان CMB مي‌بينيم. انبساط جهان CMB را به طول موج‌هاي مايكروويو در ۲.۷۳ درجه بالاتر از صفر مطلق سرد كرده است.

دانشمندان با مطالعه نوسان‌هاي دما در CMB كه ناشي از توزيع اوليه ماده و ماده تاريك است، مي‌توانند چگالي ماده و انرژي در جهان و مقدار H0 را اندازه‌گيري كنند. سپس مي‌توانند اين ارقام را در معادله فريدمن قرار دهند كه نسبيت عام را در انبساط جهان در نظر مي‌گيرد. نتيجه به‌ دست‌ آمده سن جهان را نشان مي‌دهد.

ماموريت پلانك كه بين سال‌هاي ۲۰۰۹ و ۲۰۱۳ انجام شد، دقيق‌ترين تصوير را از CMB ارائه كرده و H0 را ۶۷ كيلومتر در ثانيه در هر مگاپارسك محاسبه كرده است. به‌ عبارت ديگر، هر ۱ ميليون پارسك فضا (۱ پارسك برابر با ۳.۲۶ سال نوري است. بنابراين، ۱ ميليون پارسك ۳.۲۶ ميليون سال نوري است) در هر ثانيه ۶۷ كيلومتر منبسط مي‌شود. دانشمندان بر اساس اين عدد استنباط كردند كه جهان ۱۳.۸ ميليارد سال سن دارد.

با اين‌ حال، ستاره‌شناسان با استفاده از شمع‌هاي استاندارد مانند متغيرهاي قيفاووسي و ابرنواخترهاي نوع يكم اي، سرعت H0 را ۷۳ كيلومتر در ثانيه در هر مگاپارسك محاسبه كرده‌اند. اين تفاوت به تنش هابل معروف است و هيچ‌كس نمي‌داند كه چرا نرخ انبساط بسته به نحوه اندازه‌گيري آن متفاوت است.

اگر ۷۳ درست باشد، سن جهان صدها ميليون سال كمتر است. اين مساله مشكل‌ساز است، زيرا در اين صورت ستاره‌هايي وجود دارند كه پيرتر از كيهان به‌ نظر مي‌رسند. با فرض اينكه تنش هابل يك خطاي اندازه‌گيري نيست، دانشمندان گمان مي‌كنند كه براي توضيح دادن آن به فيزيك نوين نياز داريم.

 

براي اطلاع از مقاله باد خورشيدي چيست و چگونه روي زمين اثر مي‌گذارد؟ روي لينك كليك كنيد.
 

كيهان چند ساله خواهد شد؟
دانستن اينكه بيگ بنگ چه زماني رخ داده است، سن كنوني جهان را به ما مي‌گويد. سوال اين است كه كيهان چند ساله خواهد شد؟ آيا پاياني خواهد داشت؟

كيهان‌شناسان مطمئن نيستند كه چه اتفاقي خواهد افتاد. همه چيز به ماهيت انرژي تاريك، نيروي اسرارآميزي كه باعث انبساط شتابان جهان مي‌شود، بستگي دارد. اگر اين انبساط بي‌وقفه ادامه پيدا كند، پايان جهان زودتر از آنچه انتظار داريم به‌ شكل يك شكاف بزرگ كه در آن بافت فضا از هم پاشيده مي‌شود، حدود ۲۲ ميليارد سال ديگر رخ خواهد داد.

با اين‌ حال اگر انرژي تاريك ضعيف شود و شتاب كاهش پيدا كند يا حتي متوقف شود، جهان عمر طولاني‌تري خواهد داشت. اگر جهان به‌ طور پيوسته به انبساط خود ادامه دهد يا با نيروي انقباضي گرانش به تعادل برسد، احتمالا مي‌تواند براي هميشه زنده بماند.

بعد از ۲ تريليون سال، همه كهكشان‌هاي فراتر از ابرخوشه محلي ما كه از نظر گرانشي محدود شده‌ است، بر فراز افق كيهاني ناپديد مي‌شوند. جايي كه جهان با چنان سرعتي در حال گسترش است كه حتي نور هم نمي‌تواند به آن برسد.

تقريبا ۱۰۰ تريليون سال ديگر، شكل‌گيري ستاره‌ها به پايان خواهد رسيد. در حدود ۴۳ ^ ۱۰ سال ديگر (يعني ۱ با ۴۳ صفر)، پروتون‌هاي درون هسته‌هاي اتم شروع به فروپاشي مي‌كنند كه نشان‌دهنده پايان ماده خواهد بود. سرانجام پس از حدود ۱۰۰ ^ ۱۰ سال (معروف به گوگول)، حتي سياهچاله هاي بسيار پرجرم نيز تبخير مي‌شوند و تنها چيزي كه باقي مي‌ماند فوتون، نوترينو، الكترون و احتمالا ماده تاريك خواهد بود.

اگر به‌ هر نحوي انرژي تاريك خاموش شود كه امكان آن وجود دارد اگر انرژي تاريك ميدان انرژي متغيري به نام ميدان اسكالار باشد، گرانش مي‌تواند دوباره بر جهان مسلط شود و كاري كند كه دوباره به حالت مه‌رمب برگردد. با‌ اين‌ حال، معلوم نيست اين اتفاق چه زماني ممكن است رخ دهد.

 

سن جهان 

 

نتيجه

نتيجه مي گيريم كه عمر كيهان همان كمتر از 14 ميليارد سال مي تواند باشد و خيلي نظرات و راه ها براي اندازه گيري سن جهان پيشنهاد شده است. تلسكوپ نيز در تشخيص سن جهان توانست كمك هاي زيادي را به دانشمندان كند و در خصوص اندازه گيري سن كيهان توانست نظريه هاي جديدي را ايجاد كند. شما هم اگر علاقمند به نجوم و فضا داريد مي توانيد با خريد تلسكوپ از رصد آسمان و شگفتي هاي آن لذت ببريد. شما مي توانيد خريد تلسكوپ مد نظر خود را در سايت موسسه طبيعت آسمان شب با بهترين قيمت و كيفيت تجربه كنيد.

براي دانلود مقاله سن جهان چقدر است؟ روي لينك كليك كنيد.
 منبع: سايت موسسه طبيعت آسمان شب و سن جهان چقدر است؟


برچسب: خريد تلسكوپ، تلسكوپ، قيمت تلسكوپ، بهترين قيمت تلسكوپ، خريد ميكروسكوپ، ميكروسكوپ، آسمان شب، ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۵ فروردين ۱۴۰۳ساعت: ۰۷:۲۵:۵۰ توسط:asemaneshab موضوع: نظرات (0)

سن جهان چقدر است؟

سن جهان تقريبا ۱۳.۸ ميليارد سال است ولي سن دقيق آن هنوز مشخص نيست. آنچه مي‌دانيم اين است كه جهان به احتمال زياد كمتر از ۱۴ ميليارد سال قدمت دارد. ماموريت‌هاي مختلف در تحقيق‌هاي خود تخمين‌هاي متفاوتي را به ‎‌دست آورده‌اند. داده‌هاي ماموريت پلانك آژانس فضايي اروپا كه بين سال‌هاي ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳ جمع‌آوري شد، نشان مي‌دهد كه جهان ۱۳.۸۲ ميليارد سال قدمت دارد.

بر اساس مشاهده‌هاي تلسكوپ كيهان‌شناسي آتاكاما در شيلي، سن كيهان چند صد ميليون سال كمتر و ۱۳.۷۷ ميليارد سال، برآورد شده است. با اين‌ حال، ستاره‌شناسان دانشگاه كارديف در بريتانيا معتقد هستند كه بي‌ثباتي در اين اندازه‌گيري با سن به‌ دست‌آمده توسط ماموريت پلانك مطابقت دارد.

اگر اندازه‌گيري‌هاي بحث‌برانگيز نرخ انبساط كيهان درست باشد، كيهان ممكن است جوان‌تر باشد. نبود قطعيت به اين دليل نيست كه روش‌هاي موجود براي اندازه‌گيري سن جهان بد هستند، بلكه هنوز چيزهايي درباره جهان وجود دارد كه نمي‌دانيم.

يك قرن پيش فرض بر اين بود كه جهان ابدي و ايستا است. سپس در سال ۱۹۲۴، «ادوين هابل» با استفاده از بزرگ‌ترين تلسكوپ جهان در آن زمان يعني تلسكوپ ۱۰۰ اينچي (۲.۵ متري) هوكر در رصدخانه مونت ويلسون در كاليفرنيا، كشف كرد كه تقريبا همه كهكشان‌ها در حال دور شدن از ما هستند. جهان در حال انبساط است و اين پيامدهاي عميقي دارد.

اگر انبساط جهان كهكشان‌ها را از هم دور مي‌كند، بنابراين در گذشته بايد به هم نزديك‌تر بوده باشند. اگر انبساط را به‌ اندازه كافي به عقب برگردانيم، هر كهكشاني بايد از يك نقطه در فضا و زمان منشا گرفته باشد. اين نقطه بيگ بنگ است، يعني لحظه‌اي كه جهان ايجاد شد. يك جهان در حال انبساط نمي‌تواند ابدي باشد، ولي بايد تاريخ شروع قطعي داشته باشد. بدون يك ساعت كيهاني كه بتوان به آن رجوع كرد، اخترشناسان مجبور هستند سن جهان را كشف كنند و تلاش‌هاي آن‌ها همچنان ادامه دارد.

 

آيا ممكن است جهان بيش از ۱۴ ميليارد سال قدمت داشته باشد؟
بعيد است كه جهان بيش از ۱۴ ميليارد سال سن داشته باشد. اگر جهان قديمي‌تر باشد، بايد مدل استاندارد كيهان‌شناسي، به‌ اصطلاح لامبدا-سي دي ام را كه جهان در حال گسترش فعلي ما را توصيف مي‌كند، كنار بگذاريم. همچنين، شواهد ديگري وجود دارد كه نشان مي‌دهد عمر جهان كمتر از ۱۴ ميليارد سال است. مثلا دورترين ستاره‌ها و كهكشان‌ها كه تا ۱۳.۵ ميليارد سال پيش وجود داشته‌اند، جوان و از نظر شيميايي نابالغ به نظر مي‌رسند. اين دقيقا همان چيزي است كه انتظار داريم كمي بعد از تشكيل آن‌ها و كيهان ببينيم.

 

سن جهان قابل مشاهده

 

جهان قابل‌ مشاهده چقدر بزرگ است؟
يك تصور غلط رايج اين است كه چون هيچ چيزي در فضا سريع‌تر از سرعت نور حركت نمي‌كند، شعاع جهان قابل‌ مشاهده بايد برابر با سن جهان يعني تقريبا ۱۳.۸ ميليارد سال باشد. با اين‌ حال، در واقعيت جهان قابل‌ مشاهده، منطقه‌اي از فضا كه نور آن براي رسيدن به ما زمان داشته است، ۴۶.۵ ميليارد سال نوري است. اين چطور ممكن است؟

در حاليكه سرعت نور حداكثر سرعت ممكن در فضا است، خود فضا چنين محدوديت سرعتي را ندارد. دورترين نقاط جهان مرئي بسيار سريع‌تر از سرعت نور از ما دور مي‌شوند و به جهان قابل‌مشاهده اجازه متورم شدن مي‌دهند. كهكشاني كه نور آن ۱۳.۵ ميليارد سال پيش آغاز شد، مثل كهكشاني كه توسط تلسكوپ فضايي جيمز وب مشاهده شد، اكنون بسيار دورتر است. زيرا از زماني كه آن نور از آن خارج شد، فضا گسترش پيدا كرده است.

 

كيهان در مقايسه با زمين چقدر قدمت دارد؟
كيهان با عمر تقريبا ۱۳.۸ ميليارد سال، قدمت بسيار بيشتري نسبت به زمين دارد. بر اساس روشي به نام تاريخ‌سنجي راديومتريك كه ميزان واپاشي راديواكتيو ايزوتوپ‌ها را در يك نمونه اندازه‌گيري مي‌كند تا سن آن را تعيين كند، سن زمين ۴.۵ ميليارد سال برآورد شده است.

قديمي‌ترين سنگ‌هاي روي زمين ۴.۲ ميليارد سال سن دارند. سنگ‌هاي قديمي‌تر از طريق تكتونيك صفحه بازيافت شده‌اند. دانشمندان تاريخ‌سنجي راديومتريك را روي سنگ‌هاي ماه و شهاب‌سنگ‌ها نيز انجام داده‌اند و تمامي داده‌ها نشان مي‌دهند كه سن منظومه شمسي، از جمله زمين و تمام سياره‌ها، ۴.۵ ميليارد سال است.

 

براي اطلاع از مقاله خورشيد چقدر داغ است؟ روي لينك كليك كنيد.
 

آيا ستاره‌هايي با عمر بيشتر از كيهان وجود دارند؟
ادعاهايي وجود دارد كه تعداد كمي از ستاره‌ها پيرتر از كيهان به‌ نظر مي‌رسند. اين غيرممكن به‌ نظر مي‌رسد ولي اگر درست باشد، به اين معني است كه كيهان‌شناسي استاندارد اشتباه است. يكي از اين ستاره‌هاي معروف متوشالح است كه به‌ طور دقيق‌تر با نام HD 140283 شناخته مي‌شود و در فاصله ۱۹۰ سال نوري از ما قرار دارد. اين ستاره حاوي چند عنصر سنگين‌تر از هيدروژن و هليوم اوليه‌اي است كه از آن تشكيل شده و ستاره‌شناسان در ابتدا عمر آن را ۱۶ ميليارد سال تخمين زدند.

با اين‌ حال، به‌ جاي نادرست بودن كيهان‌شناسي، محتمل‌تر است كه درك ما از فرايند پير شدن ستاره‌ها كاملا درست نباشد. تحليل‌هاي بعدي مدل‌هاي چرخه عمر ستاره‌ها را ارتقا داده و يك مقاله علمي اخير در اين زمينه سن متوشالح را حدود ۱۲ ميليارد سال تعيين كرده است.

 

چگونه سن جهان را با استفاده از تابش زمينه كيهاني (CMB) اندازه‌گيري مي‌كنيم؟
در طول چند صد هزار سال اول كيهان، جهان مثل يك سوپ داغ و پلاسمايي از ذره‌هاي باردار و تشعشع بود. در اين سوپ، ماده تاريك به‌ عنوان جرم غالب كيهان، شروع به كشيده شدن به هم كرد و دانه‌هاي گرانشي كهكشان‌ها و خوشه‌ها را تشكيل داد.

همان‌ طور كه امواج عظيمي در كيهان موج مي‌زدند، پلاسما همراه با آن‌ها كشيده مي‌شد و به اطراف مي‌چرخيد. درست مثل اقيانوس، تركيبي از موج‌هاي بلند و كوتاه وجود داشت.

در چهارصد هزار سال، جهان به‌ اندازه‌ كافي سرد شد تا پلاسما خنثي شود. در اين زمان، الكترون‌ها به پروتون‌ها پيوستند و اولين اتم‌هاي هيدروژن را ايجاد كردند. در نتيجه، جهان شفاف شد و تابش آزادانه در آن جريان پيدا كرد. امروزه اين تابش را به عنوان تابش زمينه كيهاني مي‌بينيم. امواجي كه در كيهان اوليه وجود داشتند در اين تابش به‌‌ شكل تغييرهاي دمايي كوچك هستند.

كيهان‌شناسان بر اساس فيزيك گرانش و پلاسما قادر هستند اندازه و تركيب امواج در جهان اوليه را محاسبه كنند. با اين‌ حال، نحوه مشاهده اين امواج روي زمين به چگونگي گسترش جهان در سيزده ميليارد سال گذشته، به‌ ويژه به انحناي فضا و نرخ انبساط كه توسط ثابت هابل تعيين شده است، بستگي دارد.

بنابراين، با مقايسه اندازه زاويه‌اي كه مي‌بينيم با نحوه درك ما از رفتار اين امواج پلاسما، چيزي كه مي‌آموزيم ثابت هابل است.

 

اندازه گيري سن جهان

 

اندازه‌گيري CMB ثابت هابل ۶۷ كيلومتر در ثانيه در هر مگاپارسك است. با اندازه‌گيري نور ابرنواخترها، اخترشناسان به مقدار متفاوت ۷۳ كيلومتر در ثانيه در هر مگاپارسك مي‌رسند. بسته به اينكه كدام درست است، چه تاثيري روي سن جهان دارد؟
در نظريه‌هاي كيهان‌شناسي، ثابت هابل عددي است كه مقياس جهان را تعيين مي‌كند. با فرض برابر بودن فاكتورهاي ديگر، ثابت هابل بزرگ‌تر عموما به‌ معناي جهان جوان‌تر است.

بنابراين، جهاني با ثابت هابل km/s/Mpc ۷۳ حدود ۹۲درصد سن يك جهان با ثابت هابل ۶۷ است (۱۲.۶ ميليارد سال در مقابل ۱۳.۸ ميليارد سال). مشكل واقعي تنش هابل نيست، بلكه قطعيت در اين اندازه‌گيري‌ها است.

تفاوت ثابت هابل معمولا زياد است، بنابراين اين دو عدد از نظر آماري همپوشاني دارند. ادعاهاي كنوني اين است كه بي‌ثباتي‌ها در حال حاضر به‌ اندازه‌اي كوچك هستند كه دو سني كه به‌ دست مي‌آوريم سازگار نيستند. بنابراين يك مشكل ساده (مثل دست كم گرفتن بي‌ثباتي‌ها) يا عميق (چيزي عجيب در حال رخ دادن در جهان است) وجود دارد.

 

اخيرا، مقاله‌اي توسط راجندرا گوپتا از دانشگاه اتاوا منتشر شده است كه در آن استدلال مي‌كند بررسي كهكشان‌هاي دور با JWST، وجود ستاره‌هايي كه ظاهرا بيشتر از ۱۳.۸ ميليارد سال عمر دارند و پديده‌اي به نام «نور خسته» نشان مي‌دهد كه عمر جهان در واقع ۲۶.۷ ميليارد سال است. آيا اين نظريه جديد الزام‌هاي نظريه‌هايي را كه تلاش مي‌كنند مدل استاندارد كيهان‌شناسي را كه در كتابچه راهنماي انقلاب كيهاني ارائه كرده‌ايد به چالش بكشند، برآورده مي‌كند؟
اين مدل كيهاني جديد پيچيدگي قابل‌ توجهي را براي حل مساله كهكشان‌هاي بزرگ در جهان اوليه اضافه مي‌كند. آيا اين پيچيدگي واقعا قابل‌توجيه است؟

بيشتر كيهان‌شناسان احساس مي‌كنند كه مشاهده‌هاي JWST احتمالا به ايرادهاي ايده‌هاي ما درباره شكل‌گيري كهكشان‌ها در مراحل اوليه كيهان اشاره مي‌كنند و نه مشكلي در خود جهان. همچنين، ويژگي‌هاي اضافه‌شده مانند نور خسته، با مشاهده‌ها مطابقت ندارند. به ياد داشته باشيد، اگر قرار باشد يك كيهان‌شناسي پيشنهادي جديد را جدي بگيريم، بايد همه مشاهده‌هاي قبلي و جديد را توضيح دهد. اين مدل جديد هنوز اين كار را نكرده است و احتمالا نخواهد كرد.

چگونه عمر جهان را مي‌دانيم؟
مهم‌ترين نكته درباره جهان در حال انبساط اين است كه هرچقدر يك كهكشان دورتر باشد، سريع‌تر از ما دور مي‌شود. هابل و ستاره‌شناس و كشيش بلژيكي «ژرژ لومتر»، به‌طور مستقل اين رابطه را از نظر رياضي كميت‌سنجي كردند كه به‌عنوان قانون هابل-لومتر شناخته مي‌شود.

اين قانون مي‌گويد سرعتي كه يك كهكشان از ما دور مي‌شود، برابر است با فاصله كهكشان ضرب در ثابت تناسب (ثابت هابل يا H0) كه نرخ انبساط جهان را نشان مي‌دهد. اگر مقدار دقيق H0 را داشته باشيم، مي‌توانيم تاريخ جهان را به عقب برگردانيم و زمان وقوع بيگ بنگ را محاسبه كنيم.

بنابراين، براي محاسبهH0  بايد قادر به اندازه‌گيري فاصله از كهكشان‌ها و سرعت عقب‌نشيني آن‌ها (سرعت دور شدن از ما) باشيم. براي اندازه‌گيري فاصله از كهكشان‌هاي دور از «شمع‌هاي استاندارد» استفاده مي‌كنيم. شمع‌هاي استاندارد اجرامي هستند كه درخشندگي استاندارد و به‌ راحتي قابل‌پيش‌بيني دارند. دو نمونه خوب عبارتند از ستاره‌هاي متغير دلتا قيفاووسي و ابرنواخترهاي نوع يكم اي.

ستاره‌هاي متغير دلتا قيفاووسي كه توسط ستاره‌شناس هاروارد به اسم «هنريتا سوان ليويت» در اوايل قرن بيستم كشف شدند، نوعي ستاره‌ تپنده هستند كه تپش آن‌ها باعث تغيير درخشندگي آن‌ها به‌ صورت دوره‌اي مي‌شود. ليويت متوجه شد هر چه دوره تغيير ستاره طولاني‌تر باشد، روشن‌تر است.

بين دوره تغيير ستاره‌ متغير دلتا قيفاووسي و درخشندگي ذاتي آن يك رابطه مستقيم وجود دارد. بنابراين وقتي اين ستاره را در آسمان شب مشاهده مي‌كنيم، زمان بين اوج‌هاي روشنايي آن را اندازه‌گيري مي‌كنيم تا حداكثر درخشندگي ذاتي آن را كشف كنيم. سپس چون مي‌دانيم چقدر بايد روشن باشد، اين روشنايي را با ميزان روشن يا كم‌نور بودن آن در آسمان شب مقايسه مي‌كنيم تا فاصله آن را تعيين كنيم.

ابرنواخترهاي نوع يكم اي نيز همين‌طور هستند. آن‌ها انفجار كوتوله‌هاي سفيد يعني بقاياي ستاره‌اي بسيار متراكم هستند و درخشندگي قابل استانداردسازي دارند. از آن‌ جايي ‌كه ابرنواخترها بسيار درخشان‌تر از ستاره‌هاي قيفاووسي هستند، مي‌توان از آن‌ها براي تعيين فاصله تا كهكشان‌ها در محدوده بسيار بيشتر استفاده كرد.

سرعت كهكشاني را كه با انبساط كيهاني از ما دور مي‌شود، مي‌توان از انتقال به سرخ آن اندازه‌گيري كرد. هرچه كهكشان از ما دورتر باشد، نور آن بيشتر به قرمز منتقل مي‌شود. همچنين هرچه كهكشان دورتر باشد، سرعت عقب‌نشيني آن بيشتر است. بنابراين، انتقال به سرخ به‌ شدت به سرعت عقب‌نشيني وابسته است.

ستاره‌شناسان فاصله و سرعت عقب‌نشيني ميليون‌ها كهكشان را اندازه‌گيري مي‌كنند و سپس اعداد به‌ دست‌آمده را در قانون هابل-لماير قرار مي‌دهند تا نرخ انبساط جهان را محاسبه كنند. در ادامه بر اساس اين نرخ، زمان كيهاني را به عقب برمي‌گردانند تا سن كيهان را پيدا كنند.

 

تنش هابل
يك راه ديگر براي اندازه‌گيري سن كيهان اندازه‌گيري تابش زمينه كيهاني (CMB)، تابش باقي‌مانده از بيگ بنگ، است. جهان در ۳۸۰ هزار سال اول به‌ قدري داغ و متراكم بود كه فوتون‌هاي منتشرشده توسط بيگ بنگ به دام افتاده بودند و مدام الكترون‌هاي آزاد را پراكنده مي‌كردند.

وقتي جهان به‌ اندازه‌اي سرد شد كه هسته‌هاي اتم بتوانند بيشتر الكترون‌ها را جذب كنند و اتم‌هاي كاملي را تشكيل دهند، اين فوتون‌ها توانستند بدون مانع در فضا حركت كنند.

در نتيجه اين اتفاق، جهان شفاف شد و تشعشعي كه پس از ۳۸۰ هزار سال منتشر شد، همان چيزي است كه ما امروز به‌ عنوان CMB مي‌بينيم. انبساط جهان CMB را به طول موج‌هاي مايكروويو در ۲.۷۳ درجه بالاتر از صفر مطلق سرد كرده است.

دانشمندان با مطالعه نوسان‌هاي دما در CMB كه ناشي از توزيع اوليه ماده و ماده تاريك است، مي‌توانند چگالي ماده و انرژي در جهان و مقدار H0 را اندازه‌گيري كنند. سپس مي‌توانند اين ارقام را در معادله فريدمن قرار دهند كه نسبيت عام را در انبساط جهان در نظر مي‌گيرد. نتيجه به‌ دست‌ آمده سن جهان را نشان مي‌دهد.

ماموريت پلانك كه بين سال‌هاي ۲۰۰۹ و ۲۰۱۳ انجام شد، دقيق‌ترين تصوير را از CMB ارائه كرده و H0 را ۶۷ كيلومتر در ثانيه در هر مگاپارسك محاسبه كرده است. به‌ عبارت ديگر، هر ۱ ميليون پارسك فضا (۱ پارسك برابر با ۳.۲۶ سال نوري است. بنابراين، ۱ ميليون پارسك ۳.۲۶ ميليون سال نوري است) در هر ثانيه ۶۷ كيلومتر منبسط مي‌شود. دانشمندان بر اساس اين عدد استنباط كردند كه جهان ۱۳.۸ ميليارد سال سن دارد.

با اين‌ حال، ستاره‌شناسان با استفاده از شمع‌هاي استاندارد مانند متغيرهاي قيفاووسي و ابرنواخترهاي نوع يكم اي، سرعت H0 را ۷۳ كيلومتر در ثانيه در هر مگاپارسك محاسبه كرده‌اند. اين تفاوت به تنش هابل معروف است و هيچ‌كس نمي‌داند كه چرا نرخ انبساط بسته به نحوه اندازه‌گيري آن متفاوت است.

اگر ۷۳ درست باشد، سن جهان صدها ميليون سال كمتر است. اين مساله مشكل‌ساز است، زيرا در اين صورت ستاره‌هايي وجود دارند كه پيرتر از كيهان به‌ نظر مي‌رسند. با فرض اينكه تنش هابل يك خطاي اندازه‌گيري نيست، دانشمندان گمان مي‌كنند كه براي توضيح دادن آن به فيزيك نوين نياز داريم.

 

براي اطلاع از مقاله باد خورشيدي چيست و چگونه روي زمين اثر مي‌گذارد؟ روي لينك كليك كنيد.
 

كيهان چند ساله خواهد شد؟
دانستن اينكه بيگ بنگ چه زماني رخ داده است، سن كنوني جهان را به ما مي‌گويد. سوال اين است كه كيهان چند ساله خواهد شد؟ آيا پاياني خواهد داشت؟

كيهان‌شناسان مطمئن نيستند كه چه اتفاقي خواهد افتاد. همه چيز به ماهيت انرژي تاريك، نيروي اسرارآميزي كه باعث انبساط شتابان جهان مي‌شود، بستگي دارد. اگر اين انبساط بي‌وقفه ادامه پيدا كند، پايان جهان زودتر از آنچه انتظار داريم به‌ شكل يك شكاف بزرگ كه در آن بافت فضا از هم پاشيده مي‌شود، حدود ۲۲ ميليارد سال ديگر رخ خواهد داد.

با اين‌ حال اگر انرژي تاريك ضعيف شود و شتاب كاهش پيدا كند يا حتي متوقف شود، جهان عمر طولاني‌تري خواهد داشت. اگر جهان به‌ طور پيوسته به انبساط خود ادامه دهد يا با نيروي انقباضي گرانش به تعادل برسد، احتمالا مي‌تواند براي هميشه زنده بماند.

بعد از ۲ تريليون سال، همه كهكشان‌هاي فراتر از ابرخوشه محلي ما كه از نظر گرانشي محدود شده‌ است، بر فراز افق كيهاني ناپديد مي‌شوند. جايي كه جهان با چنان سرعتي در حال گسترش است كه حتي نور هم نمي‌تواند به آن برسد.

تقريبا ۱۰۰ تريليون سال ديگر، شكل‌گيري ستاره‌ها به پايان خواهد رسيد. در حدود ۴۳ ^ ۱۰ سال ديگر (يعني ۱ با ۴۳ صفر)، پروتون‌هاي درون هسته‌هاي اتم شروع به فروپاشي مي‌كنند كه نشان‌دهنده پايان ماده خواهد بود. سرانجام پس از حدود ۱۰۰ ^ ۱۰ سال (معروف به گوگول)، حتي سياهچاله هاي بسيار پرجرم نيز تبخير مي‌شوند و تنها چيزي كه باقي مي‌ماند فوتون، نوترينو، الكترون و احتمالا ماده تاريك خواهد بود.

اگر به‌ هر نحوي انرژي تاريك خاموش شود كه امكان آن وجود دارد اگر انرژي تاريك ميدان انرژي متغيري به نام ميدان اسكالار باشد، گرانش مي‌تواند دوباره بر جهان مسلط شود و كاري كند كه دوباره به حالت مه‌رمب برگردد. با‌ اين‌ حال، معلوم نيست اين اتفاق چه زماني ممكن است رخ دهد.

 

سن جهان 

 

نتيجه

نتيجه مي گيريم كه عمر كيهان همان كمتر از 14 ميليارد سال مي تواند باشد و خيلي نظرات و راه ها براي اندازه گيري سن جهان پيشنهاد شده است. تلسكوپ نيز در تشخيص سن جهان توانست كمك هاي زيادي را به دانشمندان كند و در خصوص اندازه گيري سن كيهان توانست نظريه هاي جديدي را ايجاد كند. شما هم اگر علاقمند به نجوم و فضا داريد مي توانيد با خريد تلسكوپ از رصد آسمان و شگفتي هاي آن لذت ببريد. شما مي توانيد خريد تلسكوپ مد نظر خود را در سايت موسسه طبيعت آسمان شب با بهترين قيمت و كيفيت تجربه كنيد.

براي دانلود مقاله سن جهان چقدر است؟ روي لينك كليك كنيد.
 منبع: سايت موسسه طبيعت آسمان شب و سن جهان چقدر است؟


برچسب: خريد تلسكوپ، تلسكوپ، قيمت تلسكوپ، بهترين قيمت تلسكوپ، خريد ميكروسكوپ، ميكروسكوپ، آسمان شب، ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۵ فروردين ۱۴۰۳ساعت: ۰۷:۲۵:۴۱ توسط:asemaneshab موضوع: نظرات (0)

كوتوله هاي سفيد حقايقي در مورد بقاياي متراكم ستاره ‌ها

كوتوله هاي سفيد اجرامي هستند كه وقتي ستاره‌هايي مثل خورشيد سوخت خود را به‌ طور كامل مصرف كنند، باقي مي‌مانند. اين اجساد ستاره‌اي متراكم و كم نور در واقع آخرين مرحله قابل‌ مشاهده تكامل ستاره‌هاي با جرم كم و متوسط هستند.

به‌ گفته ناسا، در حاليكه بيشتر ستاره‌هاي پرجرم در نهايت به ابرنواختر تبديل مي‌شوند، يك ستاره با جرم كم يا متوسط، با جرم كمتر از حدود ۸ برابر خورشيد، در نهايت به يك كوتوله سفيد تبديل خواهد شد. به‌ گفته محققان، تقريبا ۹۷درصد از ستاره‌هاي كهكشان راه شيري در نهايت به كوتوله سفيد تبديل خواهند شد.

به‌ گفته دانشگاه ايالتي نيومكزيكو (NMSU)، يك كوتوله سفيد در مقايسه با خورشيد ما جرم كربن و اكسيژن مشابه دارد، اگر چه اندازه آن بسيار كوچك‌تر و تقريبا مشابه زمين است.

طبق گفته ناسا، دماي كوتوله سفيد مي‌تواند از ۱۰۰ هزار كلوين فراتر رود (كه حدود ۱۷۹۵۰۰ درجه فارنهايت است). با وجود دماي بالا، كوتوله هاي سفيد درخشندگي كمي دارند. زيرا بسيار كوچك هستند. براي آشنايي بيشتر با اين پديده جذاب، تا انتهاي مقاله با ما همراه باشيد.

 

نحوه به‌وجود آمدن كوتوله هاي سفيد
ستاره‌هاي رشته اصلي، از جمله خورشيد، از ابرهاي غبار و گاز تشكيل شده‌اند كه توسط گرانش كنار هم قرار گرفته‌اند. نحوه تكامل ستاره‌ها در طول عمرشان به جرم آن‌ها بستگي دارد. پرجرم‌ترين ستاره‌ها با جرمي هشت برابر خورشيد يا بيشتر، هرگز به كوتوله سفيد تبديل نخواهند شد. در عوض، كوتوله هاي سفيد در پايان عمر خود در يك ابرنواختر خشن منفجر مي‌شوند و يك ستاره نوتروني يا سياه‌چاله از خود باقي مي‌گذارند.

با  اين‌ حال، ستاره‌هاي كوچك‌تر مسير آرام‌تري را طي مي‌كنند. ستاره‌هاي با جرم كم تا متوسط مانند خورشيد، در نهايت به غول‌هاي قرمز متورم مي‌شوند. سپس لايه‌هاي بيروني خود را در حلقه‌اي به نام سحابي سياره‌اي مي‌ريزند (دانشمندان در ابتدا فكر مي‌كردند كه سحابي‌ها شبيه سياره‌هايي مانند نپتون و اورانوس هستند). هسته‌اي كه باقي مي‌ماند يك كوتوله سفيد خواهد بود، يعني پوسته‌اي از يك ستاره كه در آن همجوشي هيدروژني رخ نمي‌دهد.

ستاره‌هاي كوچك‌تر مانند كوتوله‌هاي سرخ، به حالت غول سرخ نمي‌رسند. آن‌ها به‌ سادگي تمام هيدروژن خود را مي‌سوزانند و اين فرايند را با تبديل شدن به يك كوتوله سفيد كم‌رنگ خاتمه مي‌دهند. با اين‌ حال، تريليون‌ها سال طول مي‌كشد تا يك كوتوله‌ سرخ سوخت خود را مصرف كند كه بسيار بيشتر از عمر ۱۳.۸ ميليارد ساله جهان است. بنابراين، هيچ كوتوله‌ سرخي هنوز به كوتوله سفيد تبديل نشده است.

 

ويژگي هاي كوتوله سفيد

 

ويژگي‌هاي كوتوله سفيد
وقتي سوخت يك ستاره تمام مي‌شود، ديگر فشار رو به بيرون ناشي از فرايند همجوشي را تجربه نمي‌كند و به سمت درون خود فرو مي‌ريزد. بر اساس دايره‌المعارف نجوم دانشگاه سوينبرن استراليا، كوتوله هاي سفيد تقريبا جرم مشابه خورشيد و شعاع هم‌اندازه زمين دارند. در نتيجه در كنار ستاره‌هاي نوتروني و سياه‌چاله‌ها، از متراكم‌ترين اجرام در فضا هستند.

به‌گفته ناسا، گرانش روي سطح يك كوتوله سفيد ۳۵۰ هزار برابر گرانش زمين است. يعني يك فرد ۱۵۰ پوندي (۶۸ كيلوگرمي) روي زمين، روي سطح يك كوتوله سفيد ۵۰ ميليون پوند (۲۲.۷ ميليون كيلوگرم) وزن خواهد داشت.

كوتوله هاي سفيد به اين چگالي باورنكردني مي‌رسند، زيرا آن‌قدر فشرده فرو مي‌ريزند كه الكترون‌هايشان به هم كوبيده مي‌شوند و چيزي را تشكيل مي‌دهند كه «ماده تباهيده» ناميده مي‌شود.

ستاره‌هاي سابق تا زماني به فروپاشي ادامه مي‌دهند كه خود الكترون‌ها فشار به سمت بيرون كافي براي متوقف كردن فروپاشي فراهم كنند. هر چه جرم بيشتر باشد، كشش به سمت داخل بيشتر است. بنابراين، يك كوتوله سفيد با جرم بيشتر شعاع كمتري نسبت به همتاي كم‌جرم خود دارد. در نتيجه، هيچ كوتوله سفيدي پس از ريختن بيشتر جرم خود در مرحله غول سرخ نمي‌تواند از ۱.۴ برابر جرم خورشيد بيشتر باشد.

وقتي يك ستاره متورم شده و به يك غول سرخ تبديل مي‌شود، نزديك‌ترين سياره‌هاي خود را مي بلعد. با اين‌ حال، بعضي از آن‌ها زنده مي‌مانند. فضاپيماي اسپيتزر ناسا نشان داد كه حداقل ۱ تا ۳درصد از ستاره‌هاي كوتوله سفيد اتمسفر آلوده دارند كه نشان مي‌دهد مواد سنگي در آن‌ها افتاده است.

«جي فريحي»، محقق كوتوله سفيد در دانشگاه لستر در انگلستان، به سايت Space.com گفت: «در جست‌وجوي سياره‌هاي مشابه زمين، سيستم‌هاي متعددي را شناسايي كرده‌ايم كه كانديداي عالي براي نگهداري از آن‌ها هستند. وقتي اين سياره‌ها به‌ عنوان كوتوله هاي سفيد باقي بمانند، قابل‌ سكونت نخواهند بود ولي امكان دارد قبلا در دوره‌اي حيات روي آن‌ها وجود داشته است.»

در يك مورد هيجان‌انگيز، محققان ماده سنگي را هنگام سقوط به درون كوتوله سفيد مشاهده كردند. «بوريس گانسيكه»، اخترشناس دانشگاه وارويك در انگلستان، به Space.com گفت: «اين هيجان‌انگيز و غيرمنتظره است كه مي‌توانيم اين نوع تغيير شگرف را در مقياس‌هاي زماني انساني ببينيم.»

 سرنوشت كوتوله هاي سفيد

سرنوشت يك كوتوله سفيد
بسياري از كوتوله هاي سفيد در تاريكي نسبي محو مي‌شوند و در نهايت تمام انرژي خود را از دست مي‌دهند و به‌ اصطلاح به كوتوله‌ هاي سياه تبديل مي‌شوند. در مقابل، آن‌هايي كه منظومه مشتركي با ستاره‌هاي همدم دارند ممكن است به سرنوشت ديگري دچار شوند. اگر كوتوله سفيد بخشي از يك سيستم دوتايي باشد، ممكن است بتواند مواد را از ستاره همدم به سطح خود بكشد. اين افزايش جرم كوتوله سفيد نتايج جالبي خواهد داشت.

يك احتمال اين است كه جرم اضافه‌شده مي‌تواند باعث فروپاشي كوتوله سفيد به يك ستاره نوتروني بسيار چگال‌تر شود. نتيجه انفجاري‌تر ديگر، ابرنواختر نوع يكم اي است. همان‌طور كه كوتوله هاي سفيد مواد را از ستاره همدم به سمت خود مي‌كشد، دما افزايش مي‌يابد و در نهايت باعث ايجاد يك واكنش فرار مي‌شود كه در يك ابرنواختر خشن منفجر مي‌شود و كوتوله سفيد را نابود مي‌كند. اين فرايند به‌ عنوان «مدل انحطاط منفرد» ابرنواختر نوع يكم اي شناخته مي‌شود.

 

براي اطلاع از مقاله خورشيد چقدر داغ است؟ روي لينك كليك كنيد.
 

در سال ۲۰۱۲، محققان توانستند از نزديك پوسته‌هاي گاز پيچيده‌اي را كه يك ابرنواختر نوع يكم اي را احاطه كرده بود، با جزئيات دقيق ببينند. «بنجامين ديلدي»، نويسنده اصلي اين مطالعه و ستاره‌شناس در شبكه تلسكوپ جهاني رصدخانه لاس كامبرس در كاليفرنيا به space.com گفت: «ما براي اولين بار واقعا شواهد دقيقي از پيش‌ساز يك ابرنواختر نوع يكم اي را ديديم.»

اگر همدم به‌ جاي يك ستاره فعال، كوتوله هاي سفيد ديگري باشد، دو جسد ستاره‌اي با هم ادغام مي‌شوند و آتش‌بازي آغاز مي‌شود. اين فرايند به‌ عنوان «مدل انحطاط دوگانه» ابرنواختر نوع يكم اي شناخته مي‌شود.

در مواقع ديگر، كوتوله هاي سفيد ممكن است كافي مواد از همدم خود بگيرد تا براي مدت كوتاهي در يك نوا يعني يك انفجار بسيار كوچك‌تر، مشتعل شود. از آن‌جايي‌ كه كوتوله سفيد دست‌نخورده باقي مي‌ماند، وقتي به نقطه بحراني رسيد، مي‌تواند چند بار اين روند را تكرار كند و بارها و بارها ستاره در حال مرگ را به زندگي برگرداند.

«پرزمك مروز»، ستاره‌شناس دانشگاه ورشو لهستان، به Space.com گفت: «آن‌ها درخشان‌ترين و متداول‌ترين فوران‌هاي ستاره‌اي در كهكشان هستند و معمولا با چشم غيرمسلح مي‌تواند مشاهده‌شان كرد.»

 

نتيجه

ستاره شناسان و اخترشناسان در مورد كوتوله هاي سفيد مطالبي را بررسي كرده اند كه ما در اين مقاله به چند نمونه اين مطالعات اشاره كرديم. شما هم ميتوانيد همزمان با مطالعه اين مطالب آسمان را بوسيله تلسكوپ تماشا كنيد و اين شگفتي ها را ببينيد. خريد تلسكوپ در انواع مدل با بهترين قيمت و كيفيت در سايت موسسه طبيعت آسمان شب امكان پذير است. اگر مي خواهيد خريد تلسكوپ را با خيالي راحت و آسوده خريد كنيد حتما به سايت ما مراجعه كنيد.

 

براي دانلود مقاله كوتوله هاي سفيد حقايقي در مورد بقاياي متراكم ستاره ‌ها روي لينك كليك كنيد.
 

 منبع: سايت موسسه طبيعت آسمان شب و كوتوله هاي سفيد حقايقي در مورد بقاياي متراكم ستاره ‌ها


برچسب: خريد تلسكوپ، تلسكوپ، قيمت تلسكوپ، بهترين قيمت تلسكوپ، خريد ميكروسكوپ، ميكروسكوپ، آسمان شب، ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۴ فروردين ۱۴۰۳ساعت: ۱۰:۳۹:۳۸ توسط:asemaneshab موضوع: نظرات (0)